هر آن چه تا حالا اعتراف نکرده بودم

امین حیایی و همسرش
بماند که چقدر توی ترافیک ماندیم و چقدر دردسر کشیدیم تا رسیدیم سر صحنه کلاه پهلوی. از امین حیایی قول مصاحبه را گرفتیم و منتظر نشستیم تا فیلمبرداری تمام بشود و برویم توی یک چهار دیواری بسته بنشینیم و خستگی این یکی، دو ساعت توی سرما ماندن را با یک چای داغ در کنیم ... امین حیایی پیشنهاد داد که باهم راه بیافتیم به سمت تهران و گفتگو را هم توی راه بگیریم. یک کمی دل دل کردیم که با سر و صدای جاده و شلوغی و ترافیک تهران چه کار کنیم.تمام اینها وقتی طرف صحبتات امین حیایی باشد، ان قدر ها هم جدی نیستند. آن هم در گفت و گويي طولاني كه در اين فضاي دوستانهشكل گرفت و به قول خود امين، به يك "اعتراف طولاني" شبيه شد. اين گفت و گويي است كه تا انتها، چند باري متعجبتان ميكند. اين همان امين حيايي نيست كه ميشناختيد. باور نميكنيد، يك بار ديگر بخش آخر گفت و گوي ما را بخوانيد!
مجید توکلی – ندا میری
***
از ماجرای لباس عوض کردن ات سر سیمرغ گرفتن شروع کنیم. دو بار که آمدی روی سن با دو هیات متفاوت بود. پوشش ات تغییر کرد. این ماجرا اتفاقی بود یا برنامه ریزی کرده بودی؟
نه. کاملا اتفاقی بود. آن قدر گرم بود که من ژاکت ام را بعد از گرفتن سیمرغ آقای شهزادی درآوردم و خود به خود لباسام تغيير كرد. من اصلا قضیه جایزه ایرج شهزادی را نمی دانستم. همان موقع به من SMS زدند خودشان و من تلفن ام در دسترس نبود. بعد هم دوستان گفتند که جایزه ایشان را من باید بگیرم و من هم که گفتم برايم افتخاری است ... براي ما اغلب اوقات اين طوري است. همه چيز خودش پيش ميآيد و به نفع ما هم تمام ميشود.
انگار اکثر چیز ها برای امین حیایی این طوری اتفاق ميافتد. خود به خود بي این که خیلی برای آن برنامه ریزی کرده باشي.
آره دیگر خودش خود به خود جور می شود. الان لب من را ببین باد کرده، سه هفته است که از این باد کردگی لب من استفاده کردیم و جاي گريم مشت خوردن، ازش استفاده ميكنيم.
در انتخاب نقش ها هم همین طوری هستی دیگر؟! اتفاقی و اینها؟
هر چيزي كه خودش جور شود، خب بهتر است دیگر.
اصلا هیچ وقت نگران عاقبت پروژهاي كه انتخاب كردهاي، بودهاي؟
بقیه در ادامه مطلب