

گوِشى K850 با دوربین 5 مگاپیکسل
هری پاتر 5
عکس های زیبا و خنده دار
ساخت لوگو و بنر
همه چیز درباره یانگوم+نامه ای به یانگوم جان
رپ
فیلم و سینما
جدید ترین موزیک های ایرانی
دانلود فیلم و سریال
جواد رضویان و اهنگ حمید عسکری
اخراج فرزاد حسنی از کوله پشتی
عرضه سیمکارت مخصوص پیام کوتاه
مراسم خاکسپاری مهستی
پلی استیشن 3
فیلم اتش زدن پمپ بنزین موقع اعلام سهمیه بندی
کلیپ های جدید و خفن
اس ام اس روز
عکس روز
وجود قالیچه پرنده؟
اعلام فیلم های نوروز
مصاحبه و اعترافی جنجالی از امین حیایی
همه چیز برای موبایل!
اینترنت رایگان واسه ایام عید
فلسفهی آيينهای نوروزی (جالبه)
حرف هاي كمياب مهران مديري درباره مرد 1000 چهره
رنگ سال
عکس های جام ملت های 2008
استفاده های لپ تاپ(طنز)
4 هفته به زایمان اولین مرد حامله!
اموزش زبان انگلیسی در این سایت توسط مجلهdude
مطالب جالب
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لطفا تبلیغات تین تیریول را جدی بگیرید.(یعنی حتما روی انها کیلیک کنید)
توجه:به تبلیغات توجه کنید!
این هم شماره موبایل من:09122997516
اس ام اس های جدیدتون رو به همین شماره بفرستین تا با نام خودتون اونا رو تو وبلاگ قرار بدم

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
پسربچه 13ساله پدر شد - عکس و فیلم!!
ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد
به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگليسي كه چهرهاش او را بيش از 8 سال نشان نمىدهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى از موضوع مطلع شدند تصميم به سقط جنين گرفتند اما بعد پسرك فكر كرد بد نيست كه پدر شدن را نيز تجربه كند. الفى كه هيچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از پدرش پول تو جيبى دريافت مىكزده است به گفتۀ خود هيچگاه عواقب اين تصميم خود را نسنجيده بوده است. پسرك شرح مىدهد كه در سال گذشته زمانىكه تنها 12 سال داشته است براى اولين بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه كرده كه نتيجهاش چنين شده است. پدر الفى كه با اين چالش روبرو شده است اظهار مىدارد كه ديگر براى هر تصميمى دير شده است و تنها بايد مطمئن شد كه پسرش در اين سن به فكر بدنيا آوردن بچۀ ديگرى نباشد.
الفي و دخترش
الفي و دوست دخترش چنتل به همراه نوزاد دخترشان ميسي
چنتل و مادرش و دخترش
برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید
پدر شدن يك پسر بچه 13 ساله انگليسي بر نگرانيهاي مردم اين كشور درباره بالا بودن شمار بارداريها در ميان نوجوانان انگليسي افزوده است.
به گزارش فارس، كشور انگليس، در ميان تمام كشورهاي اروپاي غربي، بيشترين شمار بارداري را در ميان دختران نوجوان داراست.
شمار بارداريهاي دختران نوجوان در انگليس 2 برابر تعداد بارداريهاي دختران نوجوان در كشورهاي فرانسه و آلمان است.
بر اساس تازهترين ارقام منتشر شده توسط اداره آمار ملي انگليس، تعداد بارداريهاي زير سن 16 سال در انگليس در سال 1999 به ميزان 3/8درصد بود اما اين ميزان در سال 2006 كاهش پيدا كرد و به 8/7 درصد رسيد . البته شمار بارداري ها در ميان دختران نوجوان در انگليس همچنان بالا است.
انتشار خبر مربوط به پدر شدن يك پسر بچه 13 ساله در انگليس، شوك و حيرت شمار بسياري از مردم اين كشور را به دنبال داشته است.
الفي پتن Alfie Patten پسر بچه 13 ساله انگليسي و شانتل استيدمن دوست دختر 15 ساله وي كه ساكن منطقه ساسكس Sussex در جنوب شرق انگليس هستند، صاحب فرزند شدهاند .
ديويد كامرون رهبر حزب محافظه كار انگليس با ابراز نگراني از روند رو به افزايش بارداري در ميان دختران نوجوان انگليسي گفت: اين روند كه بچهها امروزه در اين كشور بچه دار ميشوند يك روند بسيار نگران كننده است.
ديويد كامرون افزود: اين خيلي خوب است كه شاهد بزرگ شدن بچهها و پدر و مادر شدن آنها باشيم اما نه اينكه در حالي كه خودشان هنوز بچه هستند صاحب بچه شوند و بچهها نبايد در اين سن و سال به موضوع پدر و مادر شدن فكر كنند.
ديويد كامرون سپس گفت: وقوع چنين مسئلهاي در اين كشور واقعأ نگران كننده است و اين مشكلي است كه در نتيجه اشتباه عمل كردن به وجود آمده است و بايد اين وضعيت درست شود.
ايان دانكن اسميت از اعضاء حزب محافظه كار انگليس كه مركزي به نام مركز عدالت اجتماعي را در انگليس اداره مي كند و پيشتر نيز رهبري حزب محافظه كار انگليس را برعهده داشت، در اظهار نظر خود درباره اين حادثه گفت: وجود اين موردي كه اكنون رخ داده است و يك پسر بچه 13 ساله پدر شده است نمونه اي از آن نگراني است كه حزب محافظه كار درباره آن صحبت كرده است و منظور حزب محافظه كار از ناميدن جامعه انگليس به عنوان جامعه اي از هم گسيخته در واقع وجود چنين مواردي است.
ايان دانكن اسميت با تأكيد بر ضرورت رسيدگي به اين مسائل و جلوگيري از وقوع آنها، گفت: اين مشكلات در جوامع معيني به وقوع ميپيوندند و لازم است تا به منظور حل اين مسئله، توجهها بر روي اين جوامع متمركز شود.
گوردون براون نخست وزير انگليس نيز در واكنش به اين حادثه گفت: من از جزئيات دقيق اين مسئله اطلاعي ندارم اما معتقدم همگيمان به طور مسلم خواستار اين هستيم كه از بارداريهاي سنين نوجوانان اجتناب شود .
از سوي ديگر، اد بالز وزير كابينه دولت گوردون براون در امور مربوط به بچهها، پدر شدن اين پسر بچه 13 ساله انگليسي را حادثهاي بسيار ناخوشايند و غير عادي توصيف كرد و گفت: ما به عنوان يك جامعه ميتوانيم اين اطمينان را به وجود آوريم كه شمار بارداري هاي نوجوانان در اين كشور روند رو به پاييني را در پيش خواهد گرفت .
گفتنی است، الفی که چهره اش در حد یک پسر 8 ساله دیده می شود با قد 1.22 متر و دوست دخترش Chantelle که 2 سال از او بزرگتر است، چهار روز پیش ، صاحب یک فرزند دختر شدند.
وقتی خبرنگار از او سوال کرد ، هزینه نگهداری کودک را چگونه تأمین می کند، او پرسید:" هزینه یعنی چی؟"
ظاهرا مادر بچه ، در نحوه استفاده از قرص های ضدبارداری دچار اشتباه شده بود.
پدر الفی که دارای 9 فرزند است در این زمینه گفت:" شاید الان کمی دیر شده باشد ، اما حداقل من به او تذکر دادم که به فکر فرزند دیگر نباشند!"
فلسفه پیدایش تخته نرد
خرد و خلاقیت بزرگمهر
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت.
او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستادهایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید».
شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند كه دو طرف با مهره های خود با هم میجنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود.»
و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد.
پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.»
دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد.
فلسفه پیدایش
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه : نشان گر 24 ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین : 4 فصل سال
5 دست بازی : 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال
تخته مرد : کره زمین
زمین بازی : اسمان
تاس : ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایام
مهره ها: انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها
اعداد تاس :
1 : یکتایی و خداپرستی
2 : اسمان و زمین
3 : پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک
4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب
5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد
6 : شش روز افرینش
بیوگرافی دی جی تیستو DJ Tiesto
اصليت:هلند
شروع فعاليت:1985
سبک: تکنو , ترنس ,هارد ترنس, پراگرسيو ترنس, هاردکور
کمپاني:Black Hole Recordings
Tijs Verwest يا Tiësto متولد 17 ژانويه 1969 در برداي هلند(Breda,Netherlands) يکي از پيشتازان Trance DJ هاي جهان است.
گرچه او در گذشته با نام هاي مستعار فراواني فعاليت مي کرده است,اما با نام دي جي تيستو(DJ Tiesto) شهرت و محبوبيت فراواني دارد,هر چند در اخرين البوم خود,او کلمه DJ را نيز از نام خود انداخته است و خود را با نام ساده "Tiesto" شناسانده است.
شهرت Tiesto در اروپا بيشتر به خاطر ريميکس معروف Silence(همراه با Sarah McLachlan) است.
Tijs همواره با نام مستعار Tiesto ظاهر مي شود,که يک لقب ايتاليايي مربوط به دوران کودکي اوست و همين نام است که او را در ميان DJ هاي جهان امروز شناسانده است.
Tijs فعاليت خود را به عنوان يک DJ حرفه اي در مهماني هاي دوران مدرسه اغاز نمود,و بعد از ان در سال هاي1985 تا 1993 خود را به عنوان يک DJ در کلوپ هاي هلند مطرح کرد.
در طي اين سال ها او اهنگ هايي تحت نام هاي مستعار "Da Joker" و "DJ Limited" توليد کرد.
در "The Spock",کلوپي کوچک در "بردا" بود که او توانست با کار مداوم از 10 شب تا 4 صبح اخر هفته ها در اتاقي جداگانه سبک کار خود را پيدا کند و آن را تلطيف کند.
در اواسط دهه 1990,او "Trance" کار مي کرد و اهنگ هايي در اين سبک منتشر مي کرد,و در سال 1997, او و "Arny Bink" در کمپاني "Black Hole Recordings" همکاري را اغاز نمودند تا از کارهاي بعدي Tiesto حمايت بيشتري شود.
:: باز هم sms
يه سري هديه گرفتم . .. اما نميی دونم اين ولنتاين كيه كه هديه ها رو بدم بهش . . .
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.
لبخند تو طلوع و بوسه ی تو غروب منه
ممنونم بخاطر اینکه بهترین و شگرف ترین دوست و همدم منی.
بدون کلمات فانتزی و بدون هیچ شعری فقط میخوام دنیا بدونه که تورو با تمام قلبم دوست دارم. ولنتاین مبارک
اگر دستان تو نباشن که من رو در آغوش بگیرن وجود من در هم میشکنه
مثل آینه ای که هیچ بازتابی نداره..... دوست دارم عشق من.
قلبم مطمئنه که تورو خیلی دوست داره
هرچقدر که زمان میگذره عشق من هم به تو بیشتر میشه
با لبخند شاد تو و چهره ی دوست داشتنیت
هیچ کس هرگز نمیتونه جای تورو بگیره
برات آرزوی یه ولنتاین شاد رو دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق واقعی یعنی:
کسی رو در هر ضربان قلبت حس کنی
کسی رو توی تمام رویاهات پیدا کنی
اینکه کسی رو حتی با چشمای بسته هم ببینی
و اینکه برای کسی بدون هیچ دلیل مناسبی دلتنگ بشی
اگه رز ها سیاه بودن و بنفشه ها قهوه ای اونوقت هرگز بین من و تو هم عشقی پیدا نمیشد. اما رز ها قرمزند و بنفشه ها بنفش و تنها چیزی که میخوام بگم اینه که خیلی دوست دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
14 فوریه چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ شادی یا ترس؟ آیا می دانید که متولدین ماه های مختلف واکنش متفاوتی نسبت به این رویداد رمانتیک دارند و دوست دارند ولنتاین را به صورتی متفاوت جشن بگیرند؟
برج حمل (فروردین)
شما بیشترین کارت ها، گل ها، و شکلات ها را هدیه می گیرید. البته فکر کنم بدتان هم نمی آید که خودتان هم برای خودتان گل و شکلات بفرستید!
برج ثور (اردیبهشت)
یک دسته گل قاصدک، شکلات های ارزان قیمت و شامی در یک رستوران فَست فود؟ نگران نباشید، احتمالاً دارید کابوس می بینید!
برج جوزا (خرداد)
متولدین این ماه مثل سایر کارهایشان، امشب هم با دو نفر قرار دارند، و آخر شب را هم با دوستانشان برنامه می گذارند.
برج سرطان (تیر)
فکر می کنم برای متولدین این ماه هیچ هدیه ای از یک دستمال ابریشمی گلدوزی شده و یک بسته شکلات قلب شکل بهتر باشد.
برج اسد (مرداد)
یک شاخه گل رزی که معشوقتان برایتان فرستاده است اصلاً خوشحالتان نمی کند. فکر می کنید لیاقت حداقل صدها شاخه گل را داشته اید!
برج سنبله (شهریور)
اصلاً دوست ندارید که جعبه شکلاتی را که هدیه گرفته اید را با کسی سهیم شوید. همه اش نگران این هستید که مبادا یکی به آنها ناخنک بزند یا گل هایتان را بو کند!
برج میزان (مهر)
به هر کسی که می شناسید کارت ولنتاین می فرستید: آرایشگرتان، معلم هایتان، بقال محل، پسر خاله ی بقال محل و...دوست ندارید هیچ کس این شب احساس تنهایی کند.
برج عقرب (آبان)
برخلاف معمول شما اصلاً دوست ندارید که شب ولنتاین شام را بیرون صرف کنید. ترجیح می دهید یک شب رویایی را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانید!
برج قوس (آذر)
اصلاً دوست ندارید برای کسی کارت ولنتاین بفرستید! اگر کسی بیشتر از آن چیزی که منظور شما بوده از آن کارت استنباط کند چه؟ به خاطر همین خودتان را به فراموشی می زنید که انگار یادتان رفته ولنتاین چه روزی است!
برج جدی (دی)
بوی گل شما را به عطسه می اندازد و اصلاً هم از شکلات خوشتان نمی آید! درعوض به نظرتان هیچ چیز برای ولنتاین بهتر از یک هدیه ی گران قیمت نیست!
برج دلو (بهمن)
دوست ندارید از روال عادی زندگی بیرون بیایید. همان چای گیاهیتان را می خورید و اصلاً هم فکر نمی کنید خوردن کمی شکلات باعث شود که مثل بقیه شوید!
برج حوت (اسفند)
عاشق اینجور مراسم ها هستید! اصلاً به امید همین روزها زندگی می کنید! فکر میکنید اگر هر روز زندگی ما آدم ها ولنتاین بود و همه به هم گل و شکلات هدیه میدادند، دنیا بهشت می شد!
SMS روز ولنتاین
به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد
------------ --
عربستان و بسیاری از کشورهای عربی فردا را ولنتاین اعلام کردند
------------ --
سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اسام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک
------------ --
اگه شکلات بودی شیرینترین بودی . اگه عروسک بودی بغلیترین بودی. اگه شمع بودی روشنترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک
------------ --
امیدوارم خرس زیباییها همیشه تو غار چشمات خونه کنه ولنتاینت مبارک عزیزم
------------ --
میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه
عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک
------------ --
نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست
------------ --
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!
------------ --
ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست
------------ --
بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اسام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !
ولنتاینت مبارک !
------------ --
یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !
------------ --
با تو از خاطرهها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .
------------ --
قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .
------------ --
عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم واز خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود
تو را دیدم. پرستیدم . شکستم
------------ --
زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق راآفرید دیوانه نیست
------------ --
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.
------------ --
ز;ندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...
------------ --
هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...
------------ --
م;یدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضیها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.
------------ --
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیدهام به آغاز چنین کتابی...
------------ --
مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان
هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم
.
.
.
.
بیبهانه دوستت دارم
------------ --
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی
------------ --
مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه
------------ --
آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من
------------ --
همه زندگی فقط ۳روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بیام ولی خودم می خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتی هم که دیگه نباشی منم میرم
------------ --
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
------------ --
مبادا گفته باشی دوستت می دارم دلت را می بویم مبادا شعلهای در آن نهان باشد
------------ --
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری
------------ --
باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد
------------ --
دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل از صفحه کتابها می نهادم اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش میکردم تا معادله محبت پدید آید اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
------------ --
روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخیترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدیترین شوخی عمرم از دست دادن تو
------------ --
من بیتو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بیآسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام
------------ --
آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشیای است که تنفر به بار می آورد
و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزدهام از ته دل دوست داشته باشم
از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست
عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!
دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک
اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.
حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند. روز ولنتاينت مبارک
گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم. چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند....
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد
فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست
شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه
آنچه زيباست عزيز نيست
آنچه عزيز است زيباست و تو زيباتريني
نام : مصطفی
نام خانوادگی : زمانی
اصلیت : شمالی
تابعیت : ایران
اولین نقش : حضرت یوسف
تحصیلات : کارشناس مدیریت صنعتی
محل زندگی : تهران
پیش از این از رویارویی با خبر نگاران احساس خوبی نداشته از عنوان کردن حرفهای تکراری بیزار است اعتماد به نفس زیادی دارد میدانست نقش حضرت یوسف سرو صدای زیادی میکند آدم محتاطی است 99 درصد از آشنایان او را نسبت به مطبوعات دچار دلهره کرده اند از بچگی عاشق بازیگری بوده وقتی وارد دانشگاه شد به بازیگری در تاتر پرداخت معتقد است فضای رشد پیشرفت برای جوانان و نوجوانان علاقه مند در شهرستانها کم و محدود است میان بازیگران مرد محمدرضا فروتن را خیلی دوست دارد به نظر او هدیه تهرانی هنرپیشه تاثیرگذاری است بازی فروتن و تهرانی را در قرمز خیلی دوست دارد از طریق دوستش متوجه شد برای سریال یوسف دنبال بازیگر هستند ابتدا هیچ شانی برای خود قائل نبوده روز اول تست هول شده و دیالوگهایش را فراموش کرده پیش از تست دوم کتاب یوسف در آینه تاریخ را خواند بعد از تست دوم قراردادی 6 ماهه امضا کرد . برای ایفای بهتر نقش به کلاسهای بازیگری سوارکاری و بدنسازی رفت به خاطر فشارهای حاکم بر فضای کار 2 بار انصراف داده .معتقد است سلحشور پای او ایستاد .خود را مدیون صداقت و اعتماد سلحشور میداند ..اولین پلان را 8 بهمن 1383 بازی کرد .بازیگر نقش نوجوانی یوسف پسرعمه زمانی است .کتایون ریاحی را بهترین انتخاب برای نقش زلیخا میداند .هیچکس بدون گریم او را نمیشناسد .در باشگاه بدنسازی با محمدرضا فروتن آشنا شد .آرزوی بازی با مرحوم خسرو شکیبایی را داشت .بسیار احساساتی است . بازیگری را دوست دارد .امیدوار است بازی در نقش یوسف ویترین خوبی برای او باشد اجازه بازی در کلاه پهلوی را نداشت .هنوز ازدواج نکرده و مجرد است .طبق قرارداد تا پایان سریال حق بازی در هیچ فیلمی را ندارد معتقد است محمدرضا گلزار حقش بوده که دارای چنین جایگاهی در سینما شده . پارسا پیروزفر را هنرپیشه ای باسواد میداند . از نظر او حامد بهداد دوست داشتنی و عجیب است . علی دایی را سمبل اراده میداند .
40 نکته در مورد مصطفی زمانی
۱.نام مصطفی را مادرش برایش انتخاب کرده است.
۲.از اسم فامیلش که " زمانی " است بسیار راضی است.
۳.او ۲۶ سال سن دارد و دقیقا روز سی ام خرداد ۱۳۶۱ به دنیا آمده است.
۴.زاده شهر برنج و دریا است یعنی فریدون کنار.
۵.از همان بدو کودکی چشم هایش زبانزد افراد فامیل شد.
۶.به رفیق بازی چندان اهمیتی نمی دهد و در طول ۲۶ سال سن تنها ۲ دوست دائمی برای خود نگه داشته است.
۷.خیلی از افرادی که او را می شناسند ٬ می گویند او خودش را می گیرد!!؟؟
۸.مثل بسیاری از جوانها پس از مدتی از فریدون کنار سر از تهران درآورد.
۹.یکی از منتقدان نام او را آقای شانس گذاشته چرا که او از بین ۳۰۰۰ نفر برای نقش یوسف انتخاب شده است.
۱۰.کاندیداهای نقش یوسف حتی از بین خارجی ها هم بوند و او توانست آنها را هم عقب بزند.
۱۱.قرارداد مصطفی زمانی عجیب ترین قرارداد در تلوزیون برای ساخت یک سریال بود چرا که در یکی از ماده های این قرارداد ثبت شد هر وقت چهره بهتری از زمانی پیدا شد او کنار برود.
۱۲.لباس پوشیدن او مثل بسیاری از جوان هاست خوش پوش و خوش تیپ.
۱۳.خانواده او هم اکنون در شهرستان ساکن هستند و مصطفی ناراحتی شدیدی از لحاظ دوری با آنها دارد.
۱۴.منتقدان بسیاری از بازی او خرده گرفتند و او را نابازیگر شهرستانی خواندند اما او می گوید:من همه حضورم را مدیون خدا هستم و بس!
۱۵.گریم روی صورت مصطفی در مورد نقش یوسف روزانه بیش از ۳ ساعت به طول می انجامید.
۱۶.مصطفی زمانی یکی از معدود بازیگرانی است که در کوچه و خیابان هیچ کس او را نمی شناسد و باورش نمی شود او همان یوسف سریال تلویزیونی است.
۱۷.آرزوی مصطفی حضور در سینما است اما نه هر کاری! هر چند اخیرا عواملی او را در مورد چند قرارداد سینمایی سرکار گذاشته اند.
۱۸.او آنقدر به محمد رضا فروتن اعتقاد دارد که می گوید:یکی از قوت قلب هایم جهت حضور در این سریال یوسف پیامبر ٬ او بود.
۱۹.آرزوی پرپر شده مصطفی این بود که او دوست داشت برای یکبار هم که شده مقابل مرحوم خسرو شکیبایی ایفای نقش کند.
۲۰.او در مورد محمد رضا گلزار می گوید:حقش بوده که به اینجا رسیده است!
۲۱.مصطفی زمانی از طرفداران علی دایی است و می گوید:او اسوه ی اراده است.
۲۲.هنوز در جایی اعلام نکرده که طرفدار آبی است یا طرفدار قرمز است؟!
۲۳.از طرفداران صدای محمد اصفهانی است و می گوید دوست دارد به کنسرتش برود و صدایی کم نظیر دارد.
۲۴.همیشه برای تیم ملی دعا می کند و می گوید امیدوارم به جام جهانی برویم.
۲۵.در مجالس اگر بگوید او بازیگر نقش یوسف است کسی حرفش را باور نمی کند چون چهره گریم شده اش با گریم نشده اش زمین تا آسمان فرق دارد.
۲۶.او اسب سوار و شمشیرباز خوبی است چرا که برای اجرای بسیاری از صحنه های سریال می بایست اسب سواری و شمشیر بازی کند و این دو حرفه را در مدت کوتاهی فرا گرفت.
۲۷.او به خاطر ایفای نقش یوسف دشمنان بسیاری را در این صنف که به نوعی رقبای او محسوب می شوند پیدا نموده است.
۲۸.به گفته برخی ها مصطفی زمانی در این سریال به توعی پارتی بازی کرده است و پسر عمه خود را که می گویند یکی از بازیگران نوجوان استان مازندران است را به کارگردان معرفی نمود تا پسر عمه مصطفی نقش نوجوانی یوسف را بازی کند.
۲۹.تحصیلات خود را در رشته مدیریت صنعتی گذرانده است.
۳۰.جهت تامین امرار معاش حسابدار یک شرکت خصوصی است.
۳۱.بیش از سینما رفتن به تلوزیون علاقه دارد.خودش می گوید:در مدت زمان عمرش ۴ بار بیشتر به سینما نرفته است.
۳۲.از بین بازیگران مرد سینما هنرمند محبوبش محمد رضا فروتن است و می گوید او الگوی خوبی برای هنر سینما و من است و همین طور از هدیه تهرانی به عنوان بهترین بازیگر زن نام می برد.
۳۳.حقوق او از ابتدا تا پایان سریال از قرار ماهی ۵۰۰ هزار تومان تعیین شد.
۳۴.اوایل سریال او آنقدر در فشارهای روحی قرار گرفت که ۲ بار استعفا داد.
۳۵.اولین بار که مصطفی جلوی دوربین رفته است ۸ بهمن ۱۳۸۳ ساعت ۱۱ صبح بوده است آن هم بازی در نقش یوسف در سکانسی که از تلوزیون هم پخش شد:سکانس شکنجه کردن یوسف به دستور بانو زلیخا که به قول خودش سخت ترین سکانس کارش در یوسف پیامبر بوده است.
۳۶.یکی از مشتریان پر و پا قرص سریال یوسف پیامبر است و بیشتر دوست دارد این سریال را تنها مشاهده کند.
۳۷.تنها در دو مجله با ژست و فیگور واقعی خودش عکس گرفته است و آنقدر از مطبوعات می ترسد که نکند حرفش را وارونه جلوه دهند.او با مجله رویش و مجله سینمای امروز حضوری مصاحبه کرده است و با مجله خانواده سبز تلفنی مصاحبه کرده است.بسیاری از مجلات عکس و مصاحبه های تکراری او را چاپ کردند زیرا او کم حرف است و از مطبوعات بیم دارد.
۳۸.او در مورد پوریا پورسرخ و شهرت یکباره اش اظهار نظری نکرده است.
۳۹.می گویند مجرد است و قصد ازدواج ندارد.
۴۰.ارادت خاصی به حضرت علی علیه السلام دارد و با استفاده از همین علاقه فرج الله سلحشور ٬ کارگردان این کار ٬ یکی از سکانس هایی که مصطفی نمی توانست آن را خوب بازی کند ٬ به بهترین نحو گرفت.برای سکانسی که یوسف به ماورا می رود و فرشتگان دور او می چرخند ٬ آقای سلحشور به مصطفی که نمی توانست این صحنه را خوب بازی کند ٬ گفت:گمان کن گناه زیاد کرده ای و حضرت علی حالا برای شفاعت تو آمده است ٬ چه می کنی؟مصطفی می گوید:با این جمله به هم ریختم و آن سکانس را خوب بازی کردم.
عکسهای مصطفی زمانی (یوزارسیف) در ادامه مطلب
نوع سوم: همون نوع مزاحم تلفنيه.
البته این نوع بیشتر واسه خانومای کاربرد داره که اعتماد به نفس پایینی داشته باشن
که به ندرت پیدا میشه چیزی که خانوما زیاد دارن هعتماد به نفسه کاذبه
دوست یابی به سبک ایرونی طنز
در اين روش شما بايد به باباتون گير بديد كه يك عدد سيم كارت و يك عدد گوشي براتون بخره.
خوب هرجوري كه شد بالاخره باباهه رو راضي كرديد كه براتون بخره. خوب الان ديگه شما مبايل داريد.
مبايله رو دستتون ميگيريد و يه شماره مبايل ديگه روباهاش ميگيريد( واسه اينكه تقلب هم نشه چشاتون
رو ببنديد و بعد دست بذاري رو شماره ها). يه دونه زنگ كه خورد زود قطش كنيد تا اوني كه مزاحمش
شديد خودش بهتون زنگ بزنه. خوب اولين شماره رو كه گرفتي و يه دونه زنگ خورد و تو قطش كردي
ميبيني كه مبايلت داره زنگ ميخوره، با كمال خونسردي جواب ميدي: بله، بفرماييد. اگه يكي گفت: ننه
جون شما بوديد كه به من زنگ زدي، اصلا نارحت نشو چون هنوز وقت داري و تنها چيزي هم كه زياده شماره س ، پس بهش بگو نه ننه جون من نبودم. دوباره چشاتو ببند و دست بذار رو دكمه ها. يه دونه زنگ كه خورد زود قطعش كن. خوب حالا نوبت اين يكيه كه بهت زنگ بزنه. خدا كنه اين ديگه همون كسي
باشه كه منتظرشي. همون شماره بهت زنگ ميزنه، تا ميخواي بگي الو، يه دختر از اون ور شروع ميكنه
به بد وبيراه گفتن، آقاي محترم چند بار بگم زنگ نزنيد، من از شما خوشم نمياد، اگه يه دفعه ديگه مزاحم
بشي به داداشم ميگم. ( مثل اينكه اين حالش از تو بدتره اصلا نميذاره تو حرف بزني
). اينبار بدون اينكه
حرفي بزني گوشي رو قطع ميكني. اينبار قبل از اينكه دست بذاري رو شماره ها رو گوشيت يه دعا بخوني
بد نيست شايد نتيجه داد. چشاتو ميبندي و يه شماره ي ديگه رو ميگيري. بعد از چند دقيقه همون شماره بهت زنگ ميزنه. تا ميگي الو، بابات بهت ميگه خجالت نميكشي زنگ ميزني و قطعش ميكني، مبايل برات
خريدم كه مزاحم خودم بشي. كم نياري آ به بابات بگو: صدبار به اين مامان گفتم كه گوشي منو بي اجازه
ورنداره، الان ميرم به مامان ميگم كه ديگه مزاحمت نشه. خوب اين يكي رو هم قطع ميكني. مثل اينكه دعا
رو اشتباهي خونده بودي( دعاي نيكي به پدر و مادر رو خونده بودي
). ديگه بهتره با چشماي باز شماره
رو بگيري. دست ميذاري رو دكمه ها و يه زنگ كه خورد قطعش ميكني. همون شماره بهت زنگ ميزنه.
تا ميگي الو، يه صدا ي پسرونه از اون ور بهت ميگه ببخشيد شما با اين شماره تماس گرفتيد( انگار هموني
كه ميخواستي پيدا شد). مثل يه خانم با شخصيت ميگي نخير، راستش من انقد سرم شلوغه كه وقت نميكنم
اصلا به مبايلم نگاه كنم چه برسه به اينكه مزاحم كسي بشم، راستش من نويسندگي ميكنم، شعر هم ميگم،
يه پيانو هم گوشه ي خونه افتاده كه بعضي وقتا يه دستي ميكشيم رو دكمه هاش. خلاصه تا ميتوني از اين
دروغا سرهم ميكني، كه طرف بدونه شما چه خانم باكلاسي هستي.( بيچاره، نميدونه كه اصلا بلد نيستي
خودكار رو دستت بگيري چه برسه به اينكه بخواي نويسندگي كني، نميدونه، كه فرق بين شعر و حكايت رو
هم نميدوني، نميدونه، اصلا بلد نيستي كه موسيقي با چه "سي" نوشته ميشه). بعد از اينكه همه حرفات تموم شد، ديگه لازم نيست كه تو هيچ حرفي بزني چون پسره داره وقت قرار بعدي رو مشخص ميكنه. ديدي
چقد راحت تونستي دوست پسرتو پيدا كني!
| ممنوع الورود شدن زنان به سالن والیبال به خاطر گلزار!! | |||
| |||
|
محمدرضا گلزار پس از اینکه برای یک سالی قید سینما را زد، با پیشنهاد جالبی از سوی شهیدیان مدیر تیم «ارتعاشات صنعتی» در لیگ برتر والیبال مواجه شد. پیشنهاد شهیدیان به گلزار پست «مربی- بدنساز» تیم بود. با این پیشنهاد بود که پای گلزار به سالنهای والیبال لیگ برتر والیبال باز شد. او مربی بدنساز ارتعاشات صنعتی شد، با این پیش زمینه که پیش از آغاز به کارش در سینما، در چند تیم حرفهای والیبال بازی کرده و حتی دو سه سال پیش، پیشنهاد تاسیس تیم والیبال هنرمندان را داده بود. او روی نیمکت ارتعاشات صنعتی مینشیند و کسانی که برای تماشای مسابقات تیم به سالن والیبال مجموعه ورزشی آزادی رفتند، اعتراف میکنند کارش را هم خوب بلد است. با وجود این گلزار در روزهای گذشته به دو مشکل اساسی خورده. یکی اینکه ارتعاشات در جدول ردهبندی لیگ والیبال در رده آخر ایستاده. اما مشکل اساسیتر به چند شب پیش بر میگردد. یکشنبه شب وقتی ارتعاشات صنعتی با پیکان بازی داشت، تماشاگران خانمی که به سنت همیشه برای تماشای مسابقات والیبال به سالن آزادی میآمدند، با ممانعت حراست سازمان تربیتبدنی روبهرو شدند. این خانمها که در بین آنها حتی خانواده اعضای تیم والیبال ارتعاشات صنعتی هم حضور داشتند، وقتی علت این اتفاق را پرسیدند، تنها با یک جواب کوتاه مواجه شدند؛ «حضور محمدرضا گلزار روی نیمکت». این اتفاق جنجالی را در سالن والیبال مجموعه ورزشی آزادی به راه انداخت. شهیدیان مدیر تیم ارتعاشات صنعتی بحث را با مدیران مجموعه ورزشی آزادی آغاز میکند. گویا خانواده بهنام محمودی که والیبالیست تیم ارتعاشات صنعتی است و برادرش والیبالیست تیم پیکان، بیرون از سالن از شهیدیان درخواست کرده بودند که کاری کند آنها به سالن راه پیدا کنند. برای همین هم بود که جنجال بر سر ورود تماشاگران به سالن دست کم یک ساعت طول کشید؛ آن هم در وضعی که محمدرضا گلزار نقش اول این اتفاقات بود. حراست سازمان تربیت بدنی که پیش از دیدار پیکان - ارتعاشات صنعتی منعی برای ورود تماشاگران به سالن والیبال مجموعه ورزشی آزادی نداشتند، این مرتبه بدون استدلال خاصی تنها به خاطر اینکه محمدرضا گلزار روی نیمکت ارتعاشات صنعتی نشسته، مانع از ورود زنان به سالن شده بودند. گویا در چند بازی گذشته ارتعاشات صنعتی تماشاگران توجه زیادی به گلزار داشتند و بیش از دیگران او را تشویق کردند. به همین علت هم انگار حراست سازمان تربیت بدنی و حراست مجموعه ورزشی آزادی، روی موضوع حساسیت پیدا كردند و حکم منع ورود تماشاگران زن به سالن را صادر کردند. با وجود این یکشنبه شب با چانهزنیهای شهیدیان مدیر ارتعاشات صنعتی بالاخره بانوان به سالن راه پیدا کردند. البته گلزار که شب سختی را میگذراند، پس از آغاز بازی همه چیز را تحت تاثیر قرار داده بود و کاری کرد که غیر از تماشاگران زن مسابقه، حتی تماشاچیهای پیکان هم او را تشویق کنند. این را هم باید اضافه کرد که باز هم ارتعاشات صنعتی بازی را سه بر صفر باخت تا در قعر جدول ردهبندی مسابقات لیگ برتر والیبال باقی بماند.
| |||
نوع دوم : همون نوع با يك نگاه عاشق شدنه .
صبح از خواب بيدار ميشي و دست وصورتتو ميشوري و يه ربع، بيست دقيقه ايي ورزش
ميكني و بعد يه صبحانه ميخوري. يه كم تو خونه ميچرخي بعد از اون كمي چرخيدن به اين
نتيجه ميرسي كه تو خونه هيچ كاري نداري و بايد از خونه بزني بيرون. ميري پيش تلفن و
گوشي رو بر ميداري و به دوستت تلفن ميزني و بهش ميگي كه يه ساعت ديگه ميري دنبالش
كه باهم بريد بيرون اونم از خدا خواسته با كمال ميل قبول ميكنه. بعد از يه ساعت ميري دنبال
دوستت.توراه تازه داريد باهم تصميم ميگيريد كه كجا بريد و به اين نتيجه ميرسيد كه خيابونا
رو گز كنيد. موقعي كه داريد با دوستتون كار مهم متر كردن خيابون رو انجام ميديد يهو چشتون
به يه نفر ميفته كه موهاشو سيخ سيخي كرده و يه ساعت ديواري رو بسته رو دستش و يه
لباس مارك دار پوشيده ويك جفت كفش مارك پاشه و همون اندازه كه تو آرايش كردي اونم آرايش
كرده. با خودت فكر ميكني كه آره اين مرد روياهاي منه. اگه ميدونستي مرد روياهات انقد راحت
پيدا ميشه زودتر از اينا از خونه ميزدي بيرون. بدون اينكه به دوستت چيزي بگي راهتو ادامه
ميدي. بعد از اينكه با دوستت فهميديد كه خيابونا چند متره ميريد خونه. تو خونه يه احساسي
داري، وقتي خوب فكر ميكني، به اين نتيجه ميرسي كه عاشق شدي! به همين راحتي. ديگه همه
چيز رو قشنگ ميبيني. ديگه امروز نهار نميخوري چون عاشق شدي بعدازظهر احساس ميكني
كه دلت واسه يه نفر تنگ شده و بايد از خونه بري بيرون. دوباره تلفن رو برميداري و به دوستت
زنگ ميزني. اونم بازم از خدا خواسته ميگه همين الان حاضر ميشم. ميري به مامانت ميگي، مامان
ميخوام برم كتابخونه(جايي كه همه ي دخترا اسمشو بلدن ولي آدرسشو نميدونن
). ميري دنبال دوستت
و توراه بهش ميگي كه آره من يه دل نه صد دل عاشق شدم اونم از صبح تا حالا. دوستتم زود يه آهي
ميكشه و ميگه دركت ميكنم. باهم ميريد همون جاي صبح. بله! ميبيني كه مرد روياهاتم اونجاست و
يه نفس راحت ميكشي.اخیش.. حالا بايد انقد نگاش كني كه بالاخره مرد روياهات بفهمه كه داري اونو نگاه
ميكني نه تابلوي پشت سرشو. حالا كه متوجه شد بايد در يك چشم بهم زدن يه لبخند مليح بشينه رو
لبت. بعد از انجام دادن اين حركات و متوجه شدن مرد روياهات برميگردي خونه. وقتي رسيدي خونه
اولين كاري كه ميكني اينه كه بري از تو كتاباي تو خونه يه كتاب فروغ فرخزاد پيدا كني و بشيني اونو
بخوني. شام هم نبايد بخوري چون عاشق شدي ديگه، مگه يادت رفته. شب هم تا صبح بيداري و به ماه
نگاه ميكني. فردا صبح دوباره به دوستت تلفن ميكني و طبق معمول دوستت آماده و حاضره(موندم، اين
دوستا كار و زندگي ندارن؟!). با دوستت ميري همون جاي ديروز، مرد روياها همچنان در آن محل بسر
ميبرن. با دوستت ميري تو يه مغازه كه يه روسري بخري. از كنار پسره رد ميشه و ميري تو مغازه
روسري رو كه خريدي از مغازه مياي بيرون، داري از كنار پسره رد ميشي كه يادت ميفته كيف پولتو
تو مغازه جا گذاشتي. پس بايد بري و كيفتو بياري. كيفت رو مياري و دوباره از كنار پسره رد ميشي كه
ياد ميفته روسريي رو كه خريدي تو مغازه جا گذاشتي. پس بايد بري روسري رو بياري چون مال خودته
و بهش پول دادي، ميري و روسري رو هم مياري. يه چيزي يادتون نره كه بايد در اين رفت و آمدهاي
مكرر اولا يه لبخند رو لباتون باشه دوما چشاتون برق بزنه. خوب ما دو نوع پسر داريم در اين مواقع:
نوع اولش پسرايي هستن كه زود همه چيز رو ميفهمن و نوع دوم اونايي هستن كه تا نري جلو بهشون
نگي كه دوستت دارم خودش نميفهمه. الان من نوع اول رو در نظر ميگيرم. اگه پسره از نوع اول باشه
فقط كافيه دو هفته هرروز، صبح و بعدازظهر از خونه بري بيرون. خوب بعد از دو هفته بالاخره دل اين
مرد روياهاي شما هم ميلرزه و اونم يه دل نه صد دل عاشق ميشه. يه روز كه با دوستت ميري بيرون و
ميري همون جاي قبلي ميبيني كه آقازاده هم دهانشون تا بناگوش بازه و آب از لب و لوچه ش پايين مياد
و تمام اعضاي صورتش مثل چشم و ابرو و دماغ و گوش همه دارن تكون ميخورن. خنگه داره بهت ميگه
كه منم دوستت دارم. با دوستت دوباره ميري كه روسري بخري، اينبار ديگه پسره هم مياد تو مغازه. روسريتو كه خريدي و از مغازه رفتي بيرون ميبيني كه پسره هم باهات مياد بيرون. با دوستت راهتو ادامه
ميدي. ميدونم داري ميميري كه يه نگاه به پشت سرت بندازي ببيني دنبالته يا نه؟ بالاخره دل رو به دريا
ميزني و پشت سرتو نگاه ميكني. بله! هنوز دنبالته. بدون اينكه دوستت بفهمه اشكاي شوقتو پاك ميكني.
ديگه امروز از تاكسي خبري نيست و بايد تمام راه رو پياده بري خونه چون ممكنه سوار تاكسي بشي و
زبونم لال شاهزاده ي عزيز گمت كنه. بعد از دوساعت پياده روي بالاخره ميرسي سر كوچه تون، قبل از
اينكه بري تو كوچه يه نگاه ميندازي به پشت سرت كه ببيني هنوز دنبالته يا نه. مطمئن كه شدي ميري
تو كوچه و بدون هيچ اشتباهي ميري جلوي در خونه ي خودتون. چون در اين مواقع ادم از شدت ذوق_
زدگي ممكنه يه اشتباهاتي بكنه شما هم بايد خيلي مواظب باشيد كه اشتباهي نريد جلوي در همسايه تون.
خوب امروز ممكنه يه اتفاقاي عجيبي بيفته! مثلا نهار امروز رو تو درست كني(چي بشه اون نهار) يا
ممكنه جوراب داداشتو بشوري.(دست خودت نيست ديگه از شدت خوشحاليه). شايد با خواهر كوچيكت
كه تا ديروز اگه صداش در مي اومد يكي ميزدي زير گوشش، امروز باهاش بازي كني. هر اتفاق عجيب و
غريبي در اين مواقع ميتونه اتفاق بيفته فقط مواظب باشيد خيلي تابلو بازي در نياريد، شايد يه كسايي
باشن تو خونتون كه دركتون كنن. خوب بالاخره يه روز اين آقا پسره شماره شو بهت ميده و بهت ميگه كه
امروز از ساعت شيش تا دوازده ي شب منتظرتم. اين ساعت هم انگار امروز دلش نميخواد از سر جاش تكون بخوره. بايد خودتو با يه كاري سرگرم كني تا عقربه بره رو شيش. ميخوابي، وقتي بيدار ميشي و
ساعت رو نگاه ميكني، دوتا فحش ميدي، اين كه الان رو دوس. تصميم ميگيري خونه رو تميز كني. تمام خونه رو تميز ميكني و ساعت رو نگاه ميكني كه تازه ميخواد بره رو ساعت سه. دوتا فحش ديگه به زمان
ميدي. تصميم ميگيري فيلم نرگس رو از اول تا آخر نگاه كني و يادي هم از گذشته كرده باشي. ميشیني از اول تا آخر نگاه ميكني و آخرش ساعت رو نگاه ميكني، ميبيني كه تازه آقا رفته رو چهار، نخير
بايد دوباره خودتو سرگرم كني. بالاخره باهزار بدبختي ساعت ميشه پنج و چهل و پنج دقيقه. ديگه كم كم داري خودتو آماده ميكني كه صداي زنگ آيفونتون در مياد. آخ آخ آخ به اين ميگن بدشناسي. آيفون رو برميداري و تا ميگي كيه؟ عمه ت ميگه قربونت برم در رو باز كن منم. تصميم ميگيري كه در رو باز نكني،
اما به اين فكر ميكني كه اگه در رو باز نكني عمه ت باباتو كچل ميكنه توهم كه دوست نداري بابات كچل بشه پس در رو باز ميكني. در كه باز شد عمه ت با پانزده تا بچه مياد تو. تا يازده تاشونو ماچ ميكني و قربون صدقه شون ميري، عقربه بزرگه رفته رو دوازده و كوچيكه م رفته رو شيش. چهارتاي ديگه روهم ميبوسي و قبل از اينكه عمه ت بشينه بهش ميگي عمه جون شما تا كي اينجا هستيد؟ عمه تم با يه لبخند ميگه تا دوروز ديگه.
الان كه ديگه دلت ميخواد بري عمه تو خفه كني و به مامانت حق ميدي كه از عمه ت بدش مياد. ساعت نه شبه، ديگه طاقت نمياري، ميري تو اتاقت، گوشي رو برميداري كه زنگ بزني كه يهو در اتاقت باز ميشه، يكي از دختر عمه هات خيلي دوستت داره اومده پيشت هرجوري شده ميفرستيش دنبال نخود سياه. گوشي رو برميداري كه زنگ بزني كه دوباره در اتاقت باز ميشه، انگار يكي ديگه از دختر عمه هاتم خيلي دوستت داره. با هربدبختي كه شده اون روهم ميفرستي دنبال نخود سياه. دوباره گوشي رو برميداري كه بازم در اتاقت باز ميشه. همون دختر عمه ته كه چند دقيقه پيش تو اتاقت بود، اومده جاي نخود سياه رو ازت بپرسه. توهم بهش ميگي كه تو آشپزخونه س يه كم بگردي پيداش ميكني. بعد از اينكه همه رو فرستادي دنبال نخود سياه و ساعت رو نگاه ميكني كه فقط يه پانزده دقيقه فرصت داري. خليي زود گوشي رو برميداري و شماره شو ميگيري هنوز دست نذاشتي رو آخرين دكمه كه يكي ميگه سلام عزيزم، چرا انقد دير تلفن زدي، خيلي منتظرت بودم. توهم ميگي واي عزيزم شرمنده مهمون داشتيم نتونستم، الانم نميتونم حرف بزنم، دوروز ديگه از ساعت شيش تا دوازده منتظرم باش بهت زنگ ميزنم. اونم ميگه چشم عزيزم، هرجور كه راحتي (يه سوالي كه واسه من پيش اومده اينه كه چرا هنوز هيچي نشده اين دوتا عزيز همديگه شدن؟! ). دوروز بعد باهزار تا بدبختي بالاخره ميرسه. تو اين دو روز تنها كاري كه تونستي انجام بدي خراب كردن زنگ در خونه س. عقربه ها رفتن رو دوازده و شيش. گوشي رو برميداري و يكي يكي دست ميذاري رو دكمه ها. مرد روياهات گوشي رو برميداره و خيلي آروم بهت ميگه عزيزم، الان قطع كن يه نيم ساعت ديگه خودم بهت زنگ ميزنم. انگار اونم خونه ي عمه ش اونجان. بعد از بيست دقيقه صداي تلفنتون در مي آيد. با خوشحالي گوشي رو برميداري. اي داد بيداد اين كه صداي مادربزرگته. ازقضا
مادربزرگتم از اون مادر بزرگاس كه فقط حرف ميزنه و گوشاشم چيزي نمي شنوه. هرچي بهش ميگي كه مامان بزرگ جان مامانم خونه نيست، مادربزرگت انگار نه انگار كه تو حرف ميزني، مثل اينكه پشت خطي داري.درسته كه احترام به بزرگتر واجبه ولي چون شرايط حساس و شما در موقعيت عادي نيستي، عيبي نداره كه به پشت خطيتون جواب بدي. پشت خطي رو جواب ميدي، بله ! خودشه...
شروع سفرهاي استاني جناب يوزارسيف را به عموم ملت مصر تبريك عرض ميكنيم![]()
در پي تغيير دين آمون هوتب چهارم، مراسم ختنه سوران وي فردا با حضور شما آمون ستيزان گرامي
برگزار خواهد شد
گلي گم كرده ام در باغ هستي خودتو لوس نكن اون گل تو نيستي ![]()
صندوق ذخيره ارزي ، امروز صبح با حضور احمدي نژاد غبار روبي شد !!!![]()
شوراي تدوين كتب درسي ، دفاعيه دكتر كردان را جايگزين متن چوپان دروغگو كرد !!!![]()
ببخشيد مزاحم شدم مهرتون تو دلم جا مونده بود ، گفتم دنبالش نگردي![]()
![]()
تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي كه با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي كردن داماد بيچاره خنك ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تك تير وگاهي رگبار شليك مي كند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يك ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!![]()
يك كلاغ با يه زرافه عروسي مي كنه بچشون كلافه مي شه ![]()
ببخشيد اشتباهي اس ام اس دادم !
خواستم واسه گل فروش بفرستم ، به خود گل فرستادم !!!![]()
مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يك مرد چيه ؟
پاره كردن سينه اش با يك كارد آشپزخانه !![]()
براي دريافت وام كشاورزي از ابتداي دي ماه به يوزارسيف مراجعه كنيد.![]()
ترس پسرهاازازدواج دل بستن به يه دخترنيست دل بريدن ازبقييه دخترهاست *![]()
دوستان شما مثل طلا و جواهر هستند، به دست آوردنشون سخته، ولي نگه داشتنشون سخت تره...
لطفا در نگهداري من كوشا باشيد!![]()
تو براي من يه فرشته بودي اما هيچ وقت منو دوست نداشتي و هميشه با رقيب هاي من پرواز كردي
خدا را شكر تازه فهميدم تو عزرائيلي![]()
از اونجا كه شتر در خواب بيند پنبه دانه ،گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظيفه خود دونستم بيدارت
كنم آخه داشتي بالشو مي خوردي ![]()
ميدونيد بسيج مخفف چيه؟ " بنياد سازمان دهي يك مشت جوجه![]()
آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فكر كنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درك
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم![]()
دختر به دندان پزشك : آقاي دكتر من از دندون كشيدن بيشتر از حامله شدن مي ترسم !
دكتر : زود تصميم بگير مي خوام صندلي رو تنظيم كنم !!!!![]()
ميخوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. يه بوس ميدي ؟ لازم دارم![]()
می دوني فرق تو با موهات چيه ؟موهاتو ميشه اصلاح كرد ولي تو را عمرا![]()
به يارو ميگن يه دختر پاك و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن!![]()
![]()
به غضنفر ميگن فهميدي زلزله اومد ! مي گه نه من روم اونور بود !![]()
تو عروسي رو غضنفر برف شادي مي ريزن سرما مي خوره !!!![]()
دو نفر فرنگي تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن :
اولي:پاشو
دومي: نمي پاشم
اولي: نمي پاشم چيه بايد بگي پاشيده نمي شم!!![]()
![]()
به غضنفر مي گن از چه لبي خوشت مياد ؟ ميگه از لب جوب
مردي ميره پيش كيشيش تا اعتراف كنه ميگه:من در زمان جنگ جهاني دوم به يك مرد در خانه خود
پناه دادم
كشيش مي گه: خوب اين كه گناه نيست !
مرد مي گه : ولي من بهش گفتم به خاطر هر هفته كه خونه من بمونه بايد ۵ دلار بپردازه!
كشيش مي گه : درسته تو كارت خوب نبوده ولي تو كارت رو با نيت خوبي انجام دادي!
مرد مي گه : اوه متشكرم فقط يه سوال ديگه ....
كشيش: بگو فرزندم
مرد مي گه : آيا بايد بهش بگم جنگ تموم شده!!!!![]()
معلم :رضا اگه تو ۱۰ تا شكلات داشته باشي ۲ تاشو بدي به فاطمه ۳ تاشو بدي به زهرا ۴ تاشو بدي
به مينا اونوقت چي خواهي داشت؟؟؟
رضا : اجازه! ۳ تا دوست دختر جديد![]()
زوج جواني كنار ساحل نشسته بودند. آقاهه مي پرسه: عزيزم من اولين عشق تو هستم؟ خانمه مي
گه: بله، البته كه هستي... من نمي دونم چرا شما مردا همه تون همين سوال تكراري رو مي پرسيد!![]()
با تغيير نام آمن هوتب به آخن اتون احمدي /نژاد نامش را به آلن دلون تغيير دار!!!!!!!!!!!![]()
مي دوني تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال رو جمع مي كنه
دومي آشغال پخش مي كنه![]()
وقتي يه سيب گاز مي زني و توش يه كرم درسته مي بيني ناراحت نباش ـ چون ممكن بود سيب رو
گاز بزني و توش يه كرم نصفه ببيني ̎شكسپير̎ ![]()
خروسه پول نداشته ازدواج كنه ميره گالينابلانكا ميخره![]()
دقت كردي كه قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنياهميشه يكين ؟ ماه يكيه ... خورشيد يكيه ... زمين
يكيه ... خدا يكيه ... مادر يكيه ... پدر يكيه ... منم يكي هستم ![]()
خبر فوري : زن آمن هوتب چهارم به يوزارسيف شماره داد !!! ![]()
حاصل ازدواجهاي زير رو ميدونين چي ميشه؟
اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه =====> بچشون مرفين ميشه
اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه =====>بچشون جوك ميشه
اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه =====>بچشون قوري ميشه
اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه =====> بچشون پرتاب ميشه ![]()
غضنفرميره ثبت احوال ميگه يه شناسنامه واسه بچه ام ميخوام !
ميگن اسمش چيه ؟
ميگه "شورلت"
ميگن اينكه اسم ماشينه يه اسم بزار كه به نام پدر و مادر بياد .
ميگه خب به اسم ما مياد ديگه من "بيوك" آقا هستم . همسرم هم "خاور" خانوم !!!![]()
زن خوب مثل دايناسور مي مونه كه نسلش منقرض شده ولي مرد خوب مثل سيمرغ مي مونه كه از
اول يه افسانه بوده!
يارو ماهواره مي خره زنش ميگه پولشو از كجا اوردي؟يارو ميگه تلويزيونو فروختم![]()
به غضنفر ميگن با صداقت جمله بساز؟
ميگه: صدا ... قطع شد! ![]()
من هم يك روز اسكانيا بودم ! غم روزگار اين چنينم كرد !
نوشته پشت نيسان !!!
روي بيلبورد زده سيو همان سيب است غضنفر ميگه دروغ ميگه من خوردم صابون بود![]()
ميگه: ويندوز نصب ميكنم!![]()
اثر پروانهای نام پدیدهای است که به دلیل حساسیت سیستمهای آشوبناک به شرایط اولیه ایجاد میشود. این پدیده به این اشاره میکند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوبناک چون جو سیاره زمین (مثلاً بالزدن پروانه) میتواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.
ایدهٔ اینکه پروانهای میتواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر کار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقالهای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس ایایایاس در سال ۱۹۷۲ مقالهای با این عنوان ارائه داد که «آیا بالزدن پروانهای در برزیل میتواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟»
لورنتس در پژوهش بر روی مدل ریاضی بسیار سادهای از آب و هوای جو زمین، به معادلهی دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله از روشهای عددی به کمک رایانه بهره جست. او برای اینکه بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد میکرد. لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیهسازیهای مختلف با شرایط اولیه یکسان با هم کاملاً متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که رویال مکبی (Royal McBee)، رایانهای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا ۴ رقم اعشار گرد میکند. از آنجایی که محاسبات داخل این رایانه با ۶ رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دو رقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود. مقدار تغییرات در عمل گردکردن نزدیک به اثر بالزدن یک پروانه است. این واقعیت غیرممکن بودن پیشبینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.
مشاهدات لورنتس باعث پررنگ شدن مبحث نظریه آشوب شد. عبارت عامیانه «اثر پروانه ای» در زبان تخصصی نظریه آشوب، «وابستگی حساس به شرایط اولیه» ترجمه می شود.
به غیر از آب و هوا، در سیستمهای پویای دیگر نیز حساسیت به شرایط اولیه به چشم می خورد. یک مثال ساده، توپی است که در قله کوهی قرار گرفته. این توپ با ضربه بسیار کمی، بسته به اینکه ضربه از چه جهتی زده شده باشد، می تواند به هرکدام از دره های اطراف سقوط کند.
● تئوری
اغلب سیستم ها در دنیای واقعی طی تکرار یک عملیات مشخص کار می کنند. در مثال آب و هوای لورنتس فرایند گرم شدن سطح زمین از طرف خورشید و سرد شدن جو از طریق تابش به فضای بیرون، فرایندی است که مدام تکرار می شود. می توان نشان داد که در چنین سیستمی بازه ای از مقادیر اولیه باعث ایجاد رفتار آشوبناک می شود.
تعریف ریاضی
یک سیستم پویا بانقشه تکامل ft وابستگی حساس به شرایط اولیه دارد، اگر نقاط نزدیک به هم با افزایش t از هم جدا شوند. اگر M فضای حالت نقشه ft باشد، می گوییم ft به شرایط اولیه وابستگی حساس نشان می دهد وقتی که حداقل یک ۹۴۸;>۰ وجود داشته باشد بطوری که به ازای هر نقطه x∈M و هر همسایگی از N که x را در بر داشته باشد، نقطه ای مانند y در همسایگی N موجود بوده و در زمانی مانند ۹۶۴; رابطه d ( f t(x) , f t(y) ) >d برقرار باشد.
در این تعریف نیازی نیست که همه نقاط موجود در یک همسایگی، از نقطه مبنای x جدا باشند.
ادوارد نورتن لورنز هواشناس و ریاضیدان موسسه تکنولوژی ماساچوست و تئوریسن تئوریهای معروفی "بی نظمی" و "اثر پروانه ای" در سن ۹۰ سالگی در کمبریج ماساچوست در گذشت. وی در ۲۳ می ۱۹۱۷ متولد و در ۱۶ آوریل ۲۰۰۸ دارفانی را وداع گفت.
این دانشمند در تئوری "اثر پروانه ای" گفته است: "ضربه های بالهای پروانه ای در برزیل می توانند در تکزاس توفان به پا کنند."
در این تئوری لورنز توضیح می دهد که تداوم تغییرات بی نهایت کوچکی که در اثر بال زدن پروانه ایجاد می شود نتایج ویرانگری تولید می کند.
این دانشمند جوایز معتبر بین المللی به خصوص "جایزه توکیو برای علوم کاربردی" را دریافت کرد. با وجود این از آنجا که در جوایز نوبل، جایزه ای با عنوان "جایزه نوبل هواشناسی" وجود ندارد، لورنز هرگز نتوانست نام خود را در بین دارندگان این جایزه به ثبت برساند.
لورنز در سال ۱۹۷۹ در کنفرانس سالانه "انجمن آمریکایی پیشرفت علم" حاضر شد و به تشریح تئوری "اثر پروانه ای" (butterfly effect) پرداخت و به این ترتیب تئوری "بی نظمی" رسمیت گرفت.
این دانشمند نخستین بار تئوری بی نظمی را در سال ۱۹۶۱ در موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) مطرح کرد. سپس در سال ۱۹۶۳ این تئوری را کاربردی و در سال ۱۹۷۹ فرمول آن را ارائه کرد.
این تئوری در خصوص پدیده هایی چون تغییرات آب و هوایی غیرمنتظره و حوادث و فرایندهایی که نمی توانند با استفاده از برهانها و قوانین ریاضی رایج، مثل تئوری احتمالات مدل سازی و پیش بینی شوند، توضیح می دهد.
در سال ۱۹۶۰ لورنز یک مدل اسباب بازی از هواشناسی ایجاد کرد.
رایانه این دانشمند در آن زمان نه سرعت کافی برای پردازش یک شبیه سازی ساخته شده از رفتار اتمسفر داشت و نه از حافظه کافی برای ذخیره این اطلاعات برخوردار بود. باوجود این، لورنز توانست مدلهایی از تئوری بی نظمی را با استفاده از این رایانه و با کمک دیگر هواشناسان "ام آی تی" نشان دهد.
منبع : www.daneshema.com
متاسفانه يا خوشبختانه تو كشور عزيزمون چيزي كه خيلي راحته و از بچه ي دو ساله تا آدم
پنجاه ساله ميتونه داشته باشه دوست پسر و دوست دختره خوب الان چند روش پيدا كردن
دوست پسر رو براي دختراي عزيزمون ميگم پاشيد بريد يه كاغذ و خودكار بياريد كه همه رو
يادداشت كنيد شايد روزي يكي از اين روشها بدردتون بخوره
خوب نوع اولش، از طريق اينترنته كه دوروش داره:
1: روش اول براي كساني كه وبلاگ ندارن و حال و حوصله ي وبلاگ درست كردن ندارن شما
بايد بريد تو سايت ياهو و اونجا يه آي دي درست كنيد كه تا رفتيد تو روم همه بيان باهات سلام
و احوالپرسي كنن.خوب آي دي رو كه درست كرديد ميريد تو ياهو مسنجر حالا ديگه انتخاب شهر
با خودته.دوس داري ترك باشه،لر باشه،كرد باشه،عرب باشه، اين ديگه انتخابش با خودته. بعد
از اينكه شهر رو انتخاب كردي ميري تو روم يه كم منتظر مي موني كه بقيه متوجه حضورت تو
روم بشن خوب حالا همه فهميدن كه يه خانم مودب و با كمالات تو رومه. خوب حالا ديگه هرچي
جنس مخالف كه تو رومه داره به شما پي ام ميده توهم هركدوم رو كه دلت خواست انتخاب كن
چون انتخاب حق شماست. با طرف خيلي مودبانه سلام و احوالپرسي ميكني و بعد از اينكه حال
خودش و بابا و مامان و عمه و خاله و عمو و دايي و پدربزرگ و مادربزرگشو پرسيدي خودتو
رو معرفي ميكني. هرلحظه امكان داره يه سوال از شما پرسيده شود كه سرنوشت زندگي شما را
عوض كند.بعد از چند دقيقه اون سوال خيلي مهم از شما پرسيده ميشود. سوال اينه"شما بي اف
داريد"؟ و با گفتن كلمه "نه" هم خودتون و هم پسره يه نفس راحت ميكشيد.حالا ديگه شما
دوست پسر داريد خيلي راحت.فقط بايد قدرت "نه" گفتن داشته باشيد.اينجا ملاك پسره فقط اينه
كه شما دوست پسر نداشته باشيد ديگه مهم نيست كه شما اخلاقتون مثل سگه، ديگه مهم نيست كه
شما گربه صفت هستيد، ديگه مهم نيست كه شما از قوم و قبيله خون خوارها هستيد،ديگه مهم
نيست كه شما دماغتون تو افسایده. اين روش رو انتخابكنيد ضرري نداره چون شما اگه فقط
دوست پسر نداشته باشيد ديگه مشكلتون حل ميشه چيزاي ديگه اصلا واسه پسرامون مهم نيست.
توجه: بازهم تاكيد ميكنم كه در اين روش بايد قدرت "نه" گفتن داشته باشيد و نكته ي مهم تر
اينه كه در اين روش شما بايد خيلي مودب باشيد.
2:روش دوم واسه كسايي كه حال و حوصله ي وبلاگ درست كردن دارن.شما بايد بريد تو سايت
بلاگفا و اونجا به قسمت" ايجاد يك وبلاگ جديد بريد"حالا شما بايد يه وبلاگ جديد بسازيد.اسم
وبلاگتون رو بذاريد"تنهاي تنها" اسم نويسنده ي وبلاگ رو بذاريد "فلاكت"،"بدبختي" يا همون
"تنها"هم ميتونه اسم خوبي باشه. خوب حالا بايد بگردي دنبال يه قالب.انقد ميگردي تا بالاخره يه
قالب مشكي پيدا ميكني. ويژگي قالبت بايد اين باشه اول اينكه يك قلب كه از وسط نصف شده در
قسمت بالايي قالب باشه،گوشه ي چپ قالب بايد عكس يك چشم باشه كه داره ازش خون مياد،يه
آهنگ تو وبلاگتون باشه ضرر نميكنيد مثلا اين خوبه"هرچي آرزوي خوبه مال تو" خوب نظرتون
چيه كه يه كم برگ و برف و اشك و از اين جور چيزا از سر و كول وبلاگتون بياد پايين؟!تو قسمت
درباره ي وبلاگ اولين كاري كه ميكنيد اينه كه آي دي خودتونو بنويسيد و بعد يه كم از تنهايي خودتون
مينويسيد و بعدش يه بيت شعر از حميد مصدق مينويسيد. خوب حالا ديگه وبلاگت حاضر شده الان ديگه
بايد بري و هرچي كتاب شعر داريد تو خونه جمع كني دور خودت. شما ميتونيد از كتاباي حميد مصدق و
فرخزاد و فريدون مشيري و مهدي اخوان ثالث و مريم حيدرزاده و خلاصه هركي كه ميشناسيد استفاده
كنيد. بعد از اينكه يه چندتا شعر و متن گذاشتيد تو وبلاگتون يه روز صبح ساعت هشت صبح ميري تو
ياهو مسنجر و آي دي تو باز ميكني يه دفعه ميبيني كه سي نفر اددت كردن خوب از اين سي نفر يكيشون
مياد بهت پي ام ميده و ميگه اجازه هست چند لحظه تنهايي تون رو پر كنم تو هم ميگي خواهش ميكنم.
بعد از اينكه اسم و سن وسال همديگه رو فهميديد،پسره بهت ميگه دوس دارم راجب اون چيزايي كه تو
وبلاگت نوشتي باهم حرف بزنيم بعد پسره بهت ميگه كه براش درددل كني و اين درددل كردن چند حسن
داره. يكي اينكه دلت خالي ميشه دوم اينكه مطمئن هستي كه يه آدم داره به حرفاتون گوش ميده و سوم
اينكه هيچ وقت چشتون تو چشم من نميفته پس راحت و بدون هيچ خجالتي حرفاتون رو به من بگيد.
توهم دوست داري درد دل كني ديگه. همه رو از سير تا پياز براش ميگي كه آره من پسره رو دوست
داشتم و اون بهم خيانت كرد و بخاطر پسره رگمو زدم و خودمو دار زدم و خلاصه همه رو براش تعريف
ميكني كه دل طرف كباب شه.همه چيز رو كه براش تعريف كردي و ديگه حرفي واسه گفتن نموند پسره
بهت ميگه كه نظر ،تو راجب من چيه؟! شما هم ميگيد خوب من شما رو مثل برادر خودم دوست
دارم بعد پسره ميگه حالا نميشه مثل برادر نباشه مثل يه كس ديگه ايي باشه مثلا دوست پسر قبلي ت تو
هم يه كم فكر ميكني، ميبيني نخير ميتوني يه جور ديگه هم دوستش داشته باشي بعد از اينكه اين رو بهش
گفتي حالا ديگه نوبت اونه كه از خودش برات بگه. خوب اون شروع ميكنه كه آره من تا پارسال يك دوست
دختر داشتم كه خيلي همديگه رو دوست داشتيم ولي اون تنهام گذاشت،اون سرطان داشت و واسه هميشه
منو تنها گذاشت.حالا شما بايد ابراز تاسف بكنيد و شرمنده ي طرف بشيد كه خاطرات گذشته رو يادش
آورديد. بعد از اينكه درددلهاتون تموم شد پسره بهت ميگه كه اين شماره مبايلمه و اين شماره ي
محل كارمه و اين شماره ي خونمونه و اين شماره ي مبايل بابامه و اين شماره ي خونه ي يكي از دوستامه
و اين شماره ي محل كار دوستمه و خلاصه بعد از اينكه همه ي شماره ها رو يادداشت كردي از همديگه
خداحافظي ميكنيد و با خيال راحت كامپيوتر رو خاموش ميكني چون تو ديگه تنها نيستي. چون تو ديگه دوست پسر داري. حالا تو دوباره عاشق شدي!
توجه:دوستي با اين روش ممكنه فقط چند ماه طول ميكشه چون شما هيچ آشنايي نسبت بهم ديگه نداريد
و تنها آشناييتون همون ساعت هشت صبح بوده.
حضور سونگ ایلگوك، بازیگر نقش "جومونگ" در ایران
لیونل مسی
افسانه جومونگ ، پر بیننده ترین سریال ایران
وقتی خداوند دری را میبندد دری دیگر را میگشاید؛ فقط باید آنرا پیدا کرد.
آنجلینا جولی
هدف از مخ زدن در گذر زمان !
ساعت از زندگي يك پسر ( طنز)
" 100 حقيقت بسيار زيباي زندگي "
نامه ی مادر گضنفر به گضنفر!باحاله!
اینم از استعداد ایرانی!البته از یه نوع دیگش!
با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید!
طالع بینی ازدواج ماه ها
طالع بینی ازدواج ماه ها
حوک و........
اس ام اس های نوروزی امسال:
