

گوِشى K850 با دوربین 5 مگاپیکسل
هری پاتر 5
عکس های زیبا و خنده دار
ساخت لوگو و بنر
همه چیز درباره یانگوم+نامه ای به یانگوم جان
رپ
فیلم و سینما
جدید ترین موزیک های ایرانی
دانلود فیلم و سریال
جواد رضویان و اهنگ حمید عسکری
اخراج فرزاد حسنی از کوله پشتی
عرضه سیمکارت مخصوص پیام کوتاه
مراسم خاکسپاری مهستی
پلی استیشن 3
فیلم اتش زدن پمپ بنزین موقع اعلام سهمیه بندی
کلیپ های جدید و خفن
اس ام اس روز
عکس روز
وجود قالیچه پرنده؟
اعلام فیلم های نوروز
مصاحبه و اعترافی جنجالی از امین حیایی
همه چیز برای موبایل!
اینترنت رایگان واسه ایام عید
فلسفهی آيينهای نوروزی (جالبه)
حرف هاي كمياب مهران مديري درباره مرد 1000 چهره
رنگ سال
عکس های جام ملت های 2008
استفاده های لپ تاپ(طنز)
4 هفته به زایمان اولین مرد حامله!
اموزش زبان انگلیسی در این سایت توسط مجلهdude
مطالب جالب
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لطفا تبلیغات تین تیریول را جدی بگیرید.(یعنی حتما روی انها کیلیک کنید)
توجه:به تبلیغات توجه کنید!
این هم شماره موبایل من:09122997516
اس ام اس های جدیدتون رو به همین شماره بفرستین تا با نام خودتون اونا رو تو وبلاگ قرار بدم

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
حضور سونگ ایلگوك، بازیگر نقش "جومونگ" در ایران
علاقهی زیادی به دیدن دوبلور نقش"جومونگ" دارم
تا به حال سریالی ایرانی از تلویزیون كره پخش نشده
دوست دارم بازی در كارهای ایرانی را قبول كنم
بازیگر نقش "جومونگ" با توضیح اینكه "یكم اكتبر" "روز نظامی" در كشور كره و روز تولد اوست گفت: چون در این روز به دنیا آمدم پدر و مادرم نام "ایل گوك" را برای من انتخاب كردند. این بازیگر توضیح داد كه "سونگ" نام خانوادگی و "ایل گوك" نام كوچك اوست كه "ایل" به معنای "یك" است و "گوك"، كشور معنا میدهد. در واقع معنای نام او "كشور متحد" است و او به خاطر اسمش نقش "جومونگ" را بازی كرده است چون او كشورهای زیادی را با هم متحد میكند.
به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، سونگ ایلگوك در نشست خبری 27 مرداد ماه در تالار همایشهای صداوسیما با بیان این كه "جومونگ" در كشور كره نیز واقعا معروف است ادامه داد: تا به حال چند سریال تاریخی مانند "جواهری در قصر" در كرهجنوبی ساخته شده است، ولی مانند "جومونگ" با بازتاب مخاطب مواجه نشده است. در واقع "جومونگ" موسس سلسلهی گوگوریو است كه همزمان با سلسله هخامنشیان در ایران است. با ساخت این سریال ، لباس محلی آن زمان با "جومونگ" در یك سریال به نمایش درآمد.
سونگ ایل گوك در ابتدای این نشست با بیان این كه "خبر مرگ رییسجمهور سابق كره به گوشم رسید و بسیار غمگین شدم" ادامه داد: چرا كه "كیم دائهجونگ" واقعا تلاش زیادی برای كشورمان و در رابطهی مسالمتآمیز كرهجنوبی و شمالی تلاش كرد. این بازیگر كه سه روز در ایران بسر خواهد برد درباره ی كشورمان اظهار كرد: برای من ایران یك كشور غریبه بود و فقط در كتابها مطالبی را درباره آن خوانده بودم. البته متوجه شدم كه هواداران من در ایران زیاد هستند. امیدوارم درباره این كشور اطلاعات بیشتری به دست آورم و ایرانیان نیز از طریق من با فرهنگ كره آشنا شوند.
این بازیگر در پاسخ به این پرسش كه آیا فیلمها و سریالهای ایرانی در كره پخش میشود و آیا به بازی در كنار كدام یك از بازیگران بینالمللی علاقمند است؟ اظهار كرد: اكنون متوجه شدم كه سریال "امپراتور دریا" نیز در ایران پخش شده است و از این بابت خوشحالم. چون این مجموعه برای من اثر مهمی محسوب میشود. در كره تا به حال سریالهای ایرانی پخش نشده است، ولی چند فیلم سینمایی مانند "بچههای آسمان" روی آنتن رفته است.
او اضافه كرد: تمام بازیگران، كارگردانان و هنرمندان، معلم من هستند؛ و باید از آنها بیاموزم. بنابراین نمیتوانم از بین آنها یك فرد را انتخاب كنم و آرزومندم كه بتوانم با همه آنها همكاری كنم. سونگ ایلگوك در پاسخ به این پرسش كه آیا نسخهی دوبله شده به فارسی "جومونگ" را دیده است، گفت: متاسفانه هنوز این نسخه را ندیدم. ولی علاقهی زیادی به دیدن گویندهی نقش "جومونگ" و شنیدن صدای او دارم.
بقیه در ادامه مطلب
:: لیونل مسی
لیونل مسی
لیونل آندره مسی در ۲۴ ژوئن سال ۱۹۸۷ در شهر روزاریو آرژانتین
به دنیا آمد. او که هم اکنون عضو تیم ملی بزرگسالان آرژانتین و تیم
باشگاهی بارسلوناست با بازیهای درخشان خود توانست عنوان
مارادونای جدید را بدست آورد اما لقبی که توسط خودش انتخاب
شده ((جانشین )) است. لئو فرزند یک خانواده متوسط بود.
او وبرادر بزرگش ماتیاس مانند پدرشان عاشق فوتبال بودند در پنج
سالگی به تیم گراندولی همان تیمی که پدرش بعنوان مربی در آن
مشغول بود پیوست. در یازده سالگی پزشکان از وجود یک بیماری
مزمن در او خبر دادندکه می توانست باعث توقف رشدش شود این
اتفاق باعث می شد که قد لیونل حداکثر به ۱۵۰ تا ۱۵۵ سانتی
متر برسد. برای درمان لئو هر ماه ۱۵۰۰ دلار هزینه لازم بود و از
آنجا که خانواده مسی قادر به پرداخت آن نبودند تصمیم گرفتند
به اسپانیا مهاجرت کنند تا فرزندشان در آنجا تحت درمان قرار گیرد.
کشف یک استعداد
در اسپانیا کارلوس و کاچ مدیر ورزشی باشگاه بارسلونا استعداد
مسی را کشف و پس از دیدن بازی اش او را برای تیم جوانان بارسا
انتخاب و یک هفته بعد با او قرار داد بسته و تمام هزینه درمان او را
پذیرفتند. درمانی که دو سال به طول انجامید و باعث شد تا قد لئو
به ۱۶۹ سانتی متر برسد. لیونل خیلی زود توانست با حضور در
ترکیب تیم دوم بارسا رکورد جالبی از خود برجای گذارد. او درآن
فصل توانست در ۳۰ بازی ۳۷ گل به ثمر برساند. مسی اولین گل
رسمی اش را برای بارسلونا در تاریخ یکم می۲۰۰۵ در مقابل
الباسته بالومپایه در حالیکه تنها هفده سال و ده ماه و هفت روز
سن داشت به ثمر رساند و توانست به عنوان جوانترین گلزن در
لالیگای اسپانیا مطرح شود.
حضور در تیم ملی
مسی پس از درخشش در تیم جوانان بارسا توجه مسئولان تیم
ملی اسپانیا را نیز به خود جلب کرد. با آنکه آنها خواهان حضور
مسی در تیم ملی این کشور بودند اما او این پیشنهاد را رد کرد و
در ژوئن سال ۲۰۰۴ در حالیکه پیراهن تیم ملی آرژانتین را بر تن
داشت در بازی دوستانه بین دو تیم فوتبال زیر ۲۰ سال آرژانتین و
پاراگوئه به میدان رفت . در سال ۲۰۰۵ خوزه پکر من او را به تیم
ملی بزرگسالان آرژاتین دعوت کرد. مسی در اولین بازی اش در
مقابل مجارستان دردقیقه ۶۳ به میدان رفت اما پس از ۴۰ ثانیه
از زمین مسابقه اخراج شد. پس از آن او اولین بازی رسمی خود
را برای تیم ملی کشورش در برابر پاراگوئه انجام داد.
دومین بازیکن جهان در سال ۲۰۰۸
لیونل توانست عنوان دومین بازیکن سال فوتبال جهان را در سال
۲۰۰۸ وبعد از کریستانو رونالدو از آن خود کند.
کمتر از یک ماه قبل از این انتخابات
در حالی که رقابت شدیدی میان رونالدو و مسی وجود داشت
تیه ری هانری مهاجم فرانسوی تیم بارسلونا مدعی شد که به
جای رونالدو، مسی شایسته کسب این عنوان است. ریکارد و
کاکا نیز که در سال۲۰۰۷ موفق به دریافت این جایزه شده بود در
این خصوص گفته بود که مسی به دلیل توانایی های شخصی اش
بهتر از ستاره شیاطین سرخ و مستحق این عنوان است. فرناندو
گاگو ستاره آرژانتینی و رئال مادرید هم معتقد بود که لیونل مسی
بهتر از کریستیانو رونالدو است چرا که سبک بازی حرکت با توپ و
تغییر دادن بازی اش بهتر از رونالدو است.
حمایت مارادونا از لئو
دیه گو مارادونا اسطوره بی همتا و دارای عنوان بهترین بازیکن تمام
دوران فوتبال یکی از حامیان اصلی مسی است. مسی که اخیرا
شماره ده تیم ملی آرژانتین را از آن خود کرده با بازیهای بی
نظیرش نشان داده که مستحق پوشیدن این پیراهن افسانه ای
تیم ملی آرژانتین است . لئو پس از به ثمر رساندن گل بی نظیرش
مقابل ختافه در نیمه نهایی جام حذفی اسپانیا توانست خاطره گل
تاریخی مارادونا را در جام جهانی ۱۹۸۶ در مقابل انگلستان زنده
کند. بازی های خیره کننده مسی باعث شده تا باشگاه بارسلونا
در ۲۷ ژوئن قرار داد جدید ی با او منعقد کند. طبق یکی از مواد این
قرار داد هر تیمی که خواهان به خدمت گرفتن مسی است باید
مبلغ۱۵۰ میلیون یورو یعنی ۳۰ میلیون بیشتر از مبلغ فروش
رونالدینهو به این باشگاه بپردازد.
مسی و دنیایی بی حاشیه
بقیه در ادامه مطلب
افسانه جومونگ ، پر بیننده ترین سریال ایران
از پارسال که پخش سریال تاریخی افسانه جومونگ از شبکه سه شروع شده،پرببینده ترین سریال در ایران محسوب میشه.اما باید توجه داشت چیزی که این سریال رو جذاب کرده،سواره نظام زره پوش هان و ساختن شمشیرهای مقاوم توسط موپال مو(رئیس آهنگرهای جومونگ)،تیراندازی جومونگ از هر طرف حتی با سه تیر(که دروغی بیش نیست) است.
بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم !
در سریال افسانه جومونگ،سربازان هان دارای سواره نظام زره پوشی اند که تیرهای دیگر کشورها به اونا نفوذ نمی کنن.ابتدا به چندتا از عکس های این سواره نظام دقت کنین.
در تاریخ جهان،همه ی اسناد تاریخی که به دست اومده نشون میده که سواره نظام زره پوش تا اغاز قرون وسطی فقط مخصوص ایرانیان بوده و تا اون زمان در دنیا هیچ کشوری نتونسته بود اونارو بسازه.در قرون وسطی اروپاییان از طرز ساختش آگاه شدن و شوالیه ها از این زره استفاده می کردن.جالب اینکه در ایران به این سواره نظام ها،سواره نظام زره پوش می گفتن و در بقیه جاها سواره نظام آهنین.نامی که دقیقا بر سواره نظام کشور هان نهاده شده.
حالا به این عکس ها هم نگاهی بندازین:
به سلاح این سوارکار دقت کنین.سلاحی که دقیقا در سریال به کار می برن.
سوار سنگیناسلحهٔ اشکانی در حال نبرد با شیر
فکر می کنم چون هان با اشکانیان همسایه بود زره های ایرانیان اولین بار بود که در جهان اختراع شده بودند،کره ای ها اومدن تحقیق کردن و میراث همسایه ی هان یعنی ایران رو دزدیده اند.
در تاریخ جهان باستان،ساخت اولین شمشیرهای فولادی به دست ایرانیان در زمان سلسله ی اشکانیان انجام شد؛در حالی که در سریال جومونگ ساخت شمشیرها اول به دست هان ها و بعد توسط گوگوریو انجام میشه.در حالی تا پایان سلسله ی اشکانیان هیچ کشوری در جهان نتونسته بود شمشیری نظیر اون رو بسازه.بعد از اشکانیان،یعنی در زمان ساسانیان،شمشیرهای پیشرفته تری نسبت به شمشیرهای دوره ی اشکانیان ساخته شد که در دنیا نظیر نداشتند و عامل پیروزی ایرانیان در جنگ ها با دشمنانشان بخصوص رومیان بود.
دوستان همه ی این چیزهایی که گفتم نوشته ی خود ایرانیان نیست،بلکه این اسناد از نوشته های مورخان معتبر رومی مثل پلوتارک و ... اقتباس شده.در ادامه چندتا از این نوشته هارو مطرح می کنم.
در تاریخ جهان باستان هیچ کشوری مثل تیراندازان دوره ی اشکانی ،تیراندازان ماهری نداشتند.تیراندازان دوره ی اشکانی که سوارکانی چابک هم بودند،در جنگ ها به شیوه ی جنگ و گریز وارد میدان می شدند و از همه طرف به سپاهیان دشمن حمله ور می شدند.اما این سواره نظام سبک اسلحه هرگز با دشمن از نزدیک درگیر نمی شدند و به هنگام نزدیکی سربازان دشمن از آن ها دور می شدن و سربازان دشمن که فکر می کردند دارن فرار می کنند،دست به تعقیبشان می زدن؛اما چون این سوارکاران به هر طرف پخش می شدند،به هنگام فرار موجب پراکنده شدن و از هم پاشیدن سپاه دشمن می شدند و مهم ترین ویژگی که موجب میشد دشمن شکست بخورد تیراندازی از پشت بود که سربازان کشورهای دیگر بخصوص رومی های قدرتمند و مغرور،تجربه ی اون رو نداشتند.
سوار سبک اسلحهٔ اشکانی
سوار اشکانی در حال تیراندازی از پس شانه
از جومونگ می گذریم،میریم سراغ سریال امپراتور بادها(جومونگ 2).وقتی جومونگ گوگوریو رو تاسیس کرد،نسل های جومونگ به مدت 700 سال بر کره فرمانروایی می کردند.کره ای ها هم حالا دارن سریال های این سلسله رو می سازند که تا الان سه سریالشو تموم کردن.(جومونگ 1 و 2 و 3)
عزیزانی که سریال امپراتور بادهارو دیدن،خودشون می دونن وقتی جنگ بین بویو و گوگوریو در زمان شاه یوری (پسر جومونگ) شروع میشه،شاه تسو،شاه بویو، سلاح جنگی میسازه که عامل پیروزیش در جنگ اول میشه.این سلاح همان ارابه جنگیه که شاه تسو افتخار اختراع اونو به مردم بویو می دونه.این کره ای ها برای اینکه به (دروغ) نشون بدن که تمدن پیشرفته ای نسبت به سایر ملل دارن،بارها به تاریخ و میراث ایرانیان دستبرد زده اند.مثلا در سریال جواهری در قصر همان طوری که سریال نشون میده یانگوم اولین سزارین رو انجام میده.در حالی که 16 قرن قبل از یانگوم،این عمل رو در ایران انجام می دادن.
عزیزانی که سریال رو با دقت دیده باشن،در یکی از قسمت ها یانگوم میگه که بیماری شاه ناشی از ویروس هایی !!!!!! است که از طریق شیر گاوها به ایشون امنتقل شده؛در حالی که تا اون زمان کسی نام میکروب و ویروس رو نمی دونست.اینهم یه دروغ دیگه. بگذریم.
برمی گردیم به سریال امپراتور بادها.وقتی این ارابه ها ساخته میشن مهم ترین قسمت سریال یعنی جنگ با گوگوریو که منجر به شکستش میشه،شروع می شود.اول دوتا عکس از اون ارابه ها ببینید.
سلسله ی هخامنشیان حدود 5 قرن!!!! قبل از گوگوریو در ایران حکومت می کرد.در اون زمان کوروش کبیر که مشغول جنگ با دشمنان ایران بود،در بیشتر جنگ هاش پیروز میشد.عاملی که موجب برتری ایرانیان بود،ساخت ارابه های جنگی داس دار،گردونه ها و سپاهیان فیل سوار (که موجب ترس و وحشت دشمنان میشد)بود. ارابه های جنگی رو در جهان اولین بار در زمان کوروش ساختن که در هنگام جنگ سپاهیان دشمن رو تارومار می کردند و صفوف دشمن رو بهم می ریختند.این ارابه ها چرخ های محکمی داشتن که در دو انتهاي محور چرخها دو داس آهني به پهناي دو «ارش» رو به پايين و درست در زير آنها دو داس ديگر رو به بالا نصب كرده بودند كه در موقع تاخت ارابهها اين داسها به هر چيزي كه برميخوردند از هم ميشكافتند.این ارابه ها چنان وحشتی در جنگ برای دشمن ایجاد می کرد که تعداد زیادی از ابتدای جنگ فرار می کردند.داس های این ارابه ها چنان تیز بودند که به هنگام برخورد با سر سربازان،سرشان از بدنشان جدا می کرد و به علت تیزی بسیار این داس ها،سربازان حتی فرصت نمی کردن چشم هایشان را ببندن و چشم های اونا باز می ماند.حالا به چندتا عکس از ارابه های داس دار نگاهی بندازید:
برمی گردیم به سواره نظام زره پوش.اسناد تاریخی در مورد ساخت این زره ها نخستین بار در جنگ کارهه (حران) توسط رومی ها نوشته شد.در ادامه به جنگ حران می پردازیم تا عظمت تاریخ ایران آشکار شود:
جنگ کارهه (حران)
در 16 اردیبهشت سال 53 قبل از میلاد،در زمان پادشاهی ارد دوم،دو سپاه ایران و روم در کارهه رودرروی یکدیگر گرفتند.
امپراتوری روم در آن زمان توسط سه فر ادره می شد:پومپه،ژولیوس سزار و کراسوس.هر یک از افراد مذکور در جنگ های بسیاری با دشمنان روم پیروز شده بودند و روم را بین خود تقسیم کرده بودند.رومیان که بعد از این جنگ ها به خود مغرور شده بودند و فکر میکردند در دنیا همتایی ندارند،با 43000 نفر دست به حمله به ایران زدند.ارد پادشاه ایران،سورنا فرمانده دلیر ایرانی رو با 10000 نفر به مقابله با کراسوس فرستاد.دوستان رقم ها رو مقایسه کنید 10000 نفر در مقابل 43000 نفر.از 10000 سرباز ایرانی 9000 نفر سوارکار بودند.
در ابتدا ایران نماینده ای نزد کراسوس فرستاد تا از جنگ دست بردارد .اما کراسوس با غرور جواب داد:پاسخ پادشاه ایران رو در سلوکیه پاسخ خواهم داد. سفیر و نماینده سورنا پس از این سخن کراسوس تبسم کرد و کف دست خود را به کراسوس نشان داده و گفت: هرگاه روی این کف دست ممکن است مو در آید، شما نیز به شهر سلوکیه میتوانید داخل شوید و جواب پادشاه ایران را بدهید.
بعد از این ارد وارد ارمنستان شد و اونو فتح کرد.اما سپاه ایران کراسوس رو با جنگ های چریکی به حران کشاند.
بالاخره جنگ اصلی در حران شروع شد.کراسوس بلافاصله دستور تشکیل تستودو(دژهای انسانی مربع شکل) به سربازانش داد.ایرانیان طبل های جدیدی ساخته بودند و درون آن ریگ هایی گذاشته بودند که موجب رمیدن اسب های رومیان میشد.در این لحظه سواره نظام سبک اسلحه (تیراندازان) وارد میدان جنگ شدند.این سواره نظام کمان های بزرگ جدیدی داشتند که هم برد بیشتری داشتند و هم با اونا می تونستند پاهای سربازان پیاده نظام رومی رو که تستودو تشکیل داده بودند هدف گرفته و زخمی کنند.پس از کمی جنگ رومی ها با این تیرها محاصره شدند و سواره نظام زره پوش که سلاح های رومیان و تیرهای اونا به زره ها اثر نمی کرد،موجب کشته شدن بسیاری از رومی ها شد.سواره نظام سبک اسلحه که به طور پراکنده و نامنظم می جنگیدند بسیاری از رومیان رو به خاک افکندند و وقتی سواره نظام رومیان به دنبال اونا می اومد،این سرباز ها پراکنده شده و موجب از هم پاشیدن سپاه رومیان می شدند.در این جنگ این تیراندازان حتی می تونستند به هنگام فرار از عقب هدف بگیرند و رومی هارو بکشند؛و وقتی تیرها تموم میشد فورا به عقب برمی گشتند،تیر برمی داشتند و دوباره به جنگ برمی گشتند.این تیرها به همراه آب و غذا برای سربازان توسط شترها آورده میشد.ولی چون رومیها تدارکاتی نداشتند،تشنگی بر اونا غلبه کرده بود.سربازان ایرانی با تاکتیک خاصی عوض میشدند تا سربازان خسته استراحت کنند و بعد از استراحت دوباره به جنگ برمی گشتند.
کراسوس که دید ایانیان تیرهایشان تموم شدنی نیست و هرگز خسته نخواهند شد،پسرش رو برای شکست محاصره فرستاد که سپاه پسرش بلافاصله به وسیله ی سواره نظام زره پوش و تیراندازان نابود شد و پسرش هم کشته شد.سر پسرش رو بریدند و بر نیزه زدند تا رومی ها ببینند.بعد از این نماینده ی سورنا و بعد خودش به چادر کراسوس اومد و از او خواست که صلح کند.کراسوس از سورنا یه اسب خواست و سورنا یک اسب مخصوص به او داد.بعد کراسوس با سورنا روانه اردوی ایران شد تا باهم مذاکره کنند.اما رومیان خیال کردند که می خواهند کراسوس رو اسیر کنند و یکی از سرداران رومی چند نفر از ایرانیان رو کشت که جنگ کوچکی درگرفت و کراسوس در این نبرد کشته شد.
در این جنگ 20000 از رومی ها کشته شدند و 10000 نفر اسیر و 4000 نفر زخمی شدند و تعداد کمتر از 5000 نفر موفق به فرار شدند.در حالی که تلفات ایرانیان بسیار اندک بود و می توان گفت که تلفاتی نداشتند.
از راست به چپ:آرايش نظامي روميان در ميدان جنگ به اين صورت ( تستودو ) بود . پيادگان با سپر يك دژ آهنين به وجود مي آوردند و سواره نظام در پناه آن قرار مي گرفت ---- اين تصوير برپايه نوشته پلوتارك از سواره نظام رزهپوش ايران آن زمان ترسيم شده است.
تیراندازی چابک ایرانیان
جلسه بررسی دلایل شکست روم از ایران در جنگ حران
2059 سال پیش در چنین روزی در سال 52 قبل از میلاد، جلسه ای برای بررسی دلایل شکست روم از ایران در جنگ حران (كارهه) ، برگزار شد .برخی از اظهارات افسران رومی ، و در واقع دلایل شکست روم ، به این شرح است :
- سپهبد سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه استفاده كرد.
- هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی پر از آب حمل می كرد و مانند ما دچار تشنگی نمی شد.
- به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود آب و مهمات می رساندند.
- سربازان ایرانی به نوبت با تاكتیك خاصی كه برای ما تازگی داشت از میدان خارج می شدند وبه استراحت می پرداختند.
- سواران ایران قادر به تیر اندازی از پشت سر هستند كه ما تجربه آن را نداریم .
- ایرانیان كمانهای تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان مارا كه باسپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان قلعه درست كرده بودیم به زمین بدوزند.
- ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه كاملا تازه ای تا فاصله دور پرتاب می شد.
- شمشیرهای آنان شكننده نبود.
- هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد .
- سربازان ایرانی حق عقب نشینی و تسلیم شدن ندارند و تا آخرین نفس باید بجنگند .
- این بود كه ما شكست خوردیم و هفت لژیون را به طور كامل از دست دادیم و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
در نبرد حران ، در زمان روبرو شدن دو لشگر، به فرمان سورنا ( فرمانده ایرانیان )، لشگریان از خود صداهای ترسناک در آوردند.سپاه روم در ترش و وحشت فرو رفت. لشگر ایران در ابتدا قصد حمله با نیزه را داشت که موفق نشد و حالت عقب نشینی به خود گرفت.چون رومی ها فکر کردند سپاه ایران درحال فرار است ایشان را تعقیب کردند که با تیرباران پارتها مواجه شدند.
Ammianus Marcellinus سوار زره پوش پارسی را چنین با تعجب تصویر می کند: " شوالیه(knight) پارسی لباسی تمام آهنین دارد. تمام اعضای بدن او در میان ورقهای قطور فلزی پوشیده اند و در بین اعضا ، مفصلهای فلزی قرار دارند. با مهارت تمام ،جمجمه ای فلزی سرش را فرا گرفته است. هیچ پیکان و نیزه ای در او اثر نمی کند . شاید تنها راه نفوذ بر آن، باریکه کوچکی باشد که از طریق آن می بینند و یا سوراخهای ریزی که برای تنفس تعببه شده اند. و نیز اسبهایشان توسط پوشش چرمین محافظت می شوند.
در زمان ساسانیان نیز از این زره ها استفاده میشد.به توصیف یکی از یونیان در مورد این زره ها توجه کنید:
آمیانوس افسر یونانی تبارسواره نظام ارتش روم که متولد شهر انطاکیه در سوریه بوده ٬ از نزدیک شاهد این ارتش مخوف بوده است. او به همراه ژولیانوس امپراتور روم در جنگ با ایران درزمان پادشاهی شاپور دوم ساسانی شرکت داشته و پس از شکست و کشته شدن ژولیانوس به همراه بازمانده سپاه روم به روم بر میگردد و به کار نگارش تاریخ روم می پردازد و از نظامی گری کناره می گیرد. او ارتش ایران را در دشت های پهناورمیان رودان ( بین النهرین ) اینگونه توصیف می کند :
ایرانیان افواج منظم سواره نظام زره پوش را با صفوفی چنان انبوه به مقابله ی رومیان می فرستادند ٬ که از برق زره و سلاح آنان چشم دشمنان خیره می شد. افواج سوار گویی یکپارچه آهن بود. تن افراد بکلی از صفحات آهن پوشیده شده بود و چنان این آهن بر بدن می چسبید که مفاصل خشک زره به سهولت از حرکات اعضای بدن تبعیت می کرد. برای محافظت چهره نقابی بر رخ می افکندند و بدین جهت هیچ تیری ممکن نبود بر بدن کارگر شود مگر در سوراخ های کوچکی که در مقابل چشم و شکاف های باریکی که زیر سوراخ های بینی تعبیه کرده بودند و از آنجا با کمال صعوبت نفس می کشیدند. بعضی از آنها نیزه ای در دست گرفته ٬ در یک جا بی حرکت می ایستادند ٬ چنانکه گفتی به وسیله زنجیر آهن به هم متصل شده اند. در جوار آنان تیراندازان دستها را دراز کرده کمان خود را به زه می کردند ٬ به قسمی که زه به جانب راست سینه تماس می یافت و پیکان تیر به دست چپ می پیوست. در اثر فشار ماهرانه ی انگشت ٬ تیر می جست و خروشی از آن بر می خواست و جراهتی هولناک وارد می کرد.
او در جای دیگر می گوید :
ایرانیان در جنگ مغلوبه طاقت نمی آوردند ٬ زیرا فقط عادت داشتند شجاعانه از دور بجنگند و اگر می فهمیدند که قوای آنها عقب نشینی آغاز کرده است ٬ مانند ابر طوفانی پس می کشیدند و چون از عقب تیراندازی می کردند دشمن نمی توانست آنها را تعقیب کند.
نکته:بخشی ازا این مقاله از گشتی در تاریخ ایران زمین اخذ شده است.
ممكن است
كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد.
همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي!
او پاسخ داد: ممكن است.
روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي!
او گفت: ممكن است.
پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست.
همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري.
او پاسخ داد: ممكن است.
فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند.
همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي !
او گفت: ممكن است.
و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد...
منبع : يادداشتهايي از يك دوست؛ اثر آنتوني رابينز
حسن نامي وارد دهي شد و در مكاني كه اهالي ده جمع شده بودند نشست و بناي گريه گذاشت.
سبب گريهاش را پرسيدند، گفت: من مردغريبي هستم و شغلي ندارم براي بدبختي خودم گريه ميكنم، مردم ده او را به شغل كشاورزي گرفتند.
شب ديگر ديدند همان مرد باز گريه ميكند، گفتند حسن آقا ديگر چه شده؟ حالا كه شغل پيدا كردي،
گفت: شما همه منزل و ماءوا مسكن داريد و ميتوانيد خوتان را از سرما و گرما حفظ كنيد ولي من غريبم و خانه ندارم براي همين بدبختي گريه ميكنم.
بار ديگر اهالي ده همت كردن و برايش خانهاي تهيه كردند و وي را در آنجا جا دادند. ولي شب باز ديدند دارد گريه ميكند. وقتي علت را پرسيدند
گفت: هر كدام از شماها همسري داريد ولي من تنها در ميان اطاقم ميخوابم.
مردم اين مشكل او را نيز حل كردند و دختري از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.
ولي باز شب هنگام حسن آقا داشت گريه ميكرد. گفتند باز چي شده، گفت: همه شما سيد هستيد و من در ميان شما اجنبي هستم.
به دستور كدخدا شال سبزي به كمر او بستند تا شايد از صداي گريه او راحت شوند ولي با كمال تعجب ديدند او شب باز گريه ميكند، وقتي علت را پرسيدند گفت: بر جد غريبم گريه ميكنم و به شما هيچ ربطي ندارد!!!
قابل توجه اشخاص ناشكر و پر توقع !!!
كلبه كوچك
تنها بازمانده يك كشتي شكسته ، توسط جريان آب به جزيره اي دور افتاده برده شد ، او با بيقراري به درگاه خداوند دعا مي كرد تا اورا نجات بخشد ، او ساعت ها به اقيانوس چشم مي دوخت ، تا شايد نشاني از كمك بيايد اما هيچ چيز به چشم نمي آمد .
سرآخر نا اميد شد و تصميم گرفت كلبه اي كوچك بسازد تا از خود و وسايل اندكش بهتر محافظت نمايد. روزي پس از آنكه از جستجوي غذا بازگشت ، خانه را در آتش يافت ، دود به آسمان رفته بود ، بدترين چيز ممكن رخ داده بود.
او عصباني و اندوهگين فرياد زد: " خدايا چگونه توانستي با من چنين كني ؟ "
صبح روز بعد او با صداي يك كشتي كه به جزيره نزديك مي شد از خواب برخاست ، آن
كشتي مي آمد تا او را نجات دهد .
مرد از نجات دهندگان پرسيد : " چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم ؟ "
آنها در جواب گفتند : " ما علامت دودي را كه فرستادي ، ديديم . "
آسان مي توان دلسرد شد ، هنگامي كه بنظر مي رسد كارها به خوبي پيش نمي روند ، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگي ماست ، حتي در ميان رنج و درد .
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن بود به ياد آوريد كه آن شايد علامتي باشد براي فراخواندن رحمت خداوند .
:: آنجلینا جولی
آنجلینا جولی
آنجلینا در تاريخ 4 ژانويه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس
متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش " جان ويت" ( برنده جايزه
آکادمي ) و نام مادرش "مارچلين برتلند" است. همچنين او
خواهرزاده "چيپ تايلور " مي باشد. در ضمن "جولي" در زبان
فرانسه به معناي "زيبا" است. او در سن 14 سالگي به کار
مدلينگ روي آورد و در 16 سالگي از دبيرستان "بورلي هيل" فارغ
التحصيل شد. "آنجلينا" بعدها در انستيتو تئاتر "لي استرابرگ"
آموزش ديد. آنجا جايي بود که او در توليدات کارآموزي متعددي ايفاي
نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه اي در لندن ، نيويورک و لس
آنجلس کار کرد و در ويدئوکليپهاي هنرمنداني همچون : "ميت لف"
، "لني کراويتز" ، آنتنلو ونديتي" و گروه "لمون هدتز" ايفاي نقش
نمود. در ضمن او در دانشگاه نيويورک در رشته سينما تحصيل کرده
است. وي در پنج فيلم دانشجويي براي مدرسه سينمايي USC که
تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد.
"آنجلينا" در تاريخ سوم فوريه 1995 با "جاني لي ميلر" ازدواج کرد و
در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جاني لي
مير" به جاي لباس عروس يک شلوار چرم سياه رنگ و تي شرت
سفيد رنگ به تن داشت که بر روي آن نام همسرش را با خون
خودش نوشته بود!
"آنجلينا" يک کلکسيونر چاقو نيز هست و مي گويد که به علم
غسال خانه بسيار علاقمند است!
از آرزوهاي دوران کودکي او نويسندگي
مراسم آئين کفن و دفن مي باشد! او يک اصطلاح لاتين دارد که آن
را نيز بر روي بدنش خلکوبي کرده . معني آن جمله اين است :
"آنکه مرا مي پروراند و به اوج مي رساند ،
همان مرا تخريب مي کند!"
رابطه او و برادرش بسيار صميمي و نزديک است و به طور جدي
تحت حمايت برادرش "جيمزهاون" مي باشد. برادرش اغلب او را در
نمايشهايش همراهي مي کند و "آنجلينا" نيز از نام او در
نمايشهايش استفاده مي کند. مانند : "جيمي کجاست؟
در پرده "دختر گسيخته" ( 1999).
او خالکوبي حرف H را بر روي مچ دست چپش دارد که آن مربوط
مي شود به نام دو شخصي که بسيار با او صميمي و نزديک
هستند. او اين خالکوبي را زماني بر روي دست خود کشيد که به
"تيموتي هاتون" علاقه داشت ، اما پس از جدائيشان از يکديگر ،
او مي گويد که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش "جيمز هاون"
کشيده است!
بر روي بازوي چپ او نيز خالکوبي ديگري وجود دارد که نقل قولي
است از "تنسي ويليامز" : دعا براي قلب سرکش که در قفس
زنداني است!
شخصيت مورد علاقه او در فيلمهاي ديسني "دومبو" فيل پرنده
مي باشد. وي عنوان کرده : "زمانيکه دمبو قادر به پرواز شد ،
او گريه کرده است!"
شهرت وي از فيلم "عشق همان است که هست" ( 1996) آغاز
شد. دومين ازدواج "آنجلينا" در تاريخ پنجم مي 2000 با "بيلي باب
تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسري به نام "مادوگس" است. "
جولي" نگهداري از کودکش را زمانيکه براي بازي در فيلم "خارج از
مرزها" ( 2003) در افريقا به سر مي برد آغاز کرد. او در ماه مي
2002 به عنوان سفير خوشبختي ، از کمپ پناهندگان تام هين در
تايلند بازديد کرد. او در تاريخ 27 مي 2003 از همسر دومش "بيلي
باب تورنتون" جدا شد. بر اساس تحقيقات يک مرکز سينمايي
مشخص شد که 35 درصد پاسخ دهندگان مي گويند که "آنجلينا"
اولين انتخاب آنها براي مراسم شام سال نو مي باشد. در اين
تحقيق "کاترين زتا جونز" رتبه دوم را دارد. جولي" تصميم گرفته که
از حرفه بازيگري کناره گيري کند و همراه پسرش "مادوگس" در
انگليس اقامت داشته باشد. او مي گويد : "مي خواهم با دنياي
فيلم وداع کنم و يک مادر تمام عيار براي مادوگس باشم و بيشتر
در برنامه ها و جلسات مربوط به والدين و مربيان شرکت کنم!"
آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او : "مدونا" ، "الويس پريسلي" ،
"فرانک سيناترا" و گروه "کلش" مي باشد. او بيشتر برنامه هاي
مربوط به گياهان و حيات وحش را از تلويزيون تماشا مي کند.
قبل از جدايي او و همسر دومش ( بيلي باب تورنتون ) ، از
"آنجلينا" پرسيده شده بود که اگر "بيلي" به تو خيانت کند ، با او
چه مي کني ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمي کشم! چون عاشق
فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتياج دارد. ولي او را کتک ميزنم!
من تمام مصدوميتهاي ورزشي او را مي شناسم و به آنها ضربه
مي زنم!" آنجلينا" در جايي ديگر در مورد جدايي از همسر دومش
گفته بود :"رابطه ما يک رابطه واقعي و عميق بود. برايم آسان
نيست که بخواهم بگويم چه چيز باعث ايجاد مشکلات و جدايي ما
شد. بيلي شبها با موزيک و شغلش سرگرم مي شد و من هم با
فرزندم بودم. به هر حال از اين مسئله هم عصبي هستم و هم
غمگين. اين دوران براي من ، سخت ناراحت کننده است.
حضور سونگ ایلگوك، بازیگر نقش "جومونگ" در ایران
لیونل مسی
افسانه جومونگ ، پر بیننده ترین سریال ایران
وقتی خداوند دری را میبندد دری دیگر را میگشاید؛ فقط باید آنرا پیدا کرد.
آنجلینا جولی
هدف از مخ زدن در گذر زمان !
ساعت از زندگي يك پسر ( طنز)
" 100 حقيقت بسيار زيباي زندگي "
نامه ی مادر گضنفر به گضنفر!باحاله!
اینم از استعداد ایرانی!البته از یه نوع دیگش!
با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید!
طالع بینی ازدواج ماه ها
طالع بینی ازدواج ماه ها
حوک و........
اس ام اس های نوروزی امسال: